قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
IMG-20150323-WA0044.jpg pic313_www.jahaniha.com_11.jpg IMG-20150307-WA0005.jpg images_37.jpg
Mostafa

توسط 4 کاربر لایک شده‌

مشخصات

موارد دیگر
Mostafa
وضعيت: (غایب)
3 دیدگاه
75 امتیاز
0000-00-00
m -
اسلام
خراسان رضوی
لیسانس
وزن: 80 - قد: 179
رفته ام
نمی کشم

دنبال‌کنندگان

(20 کاربر)

گروه ها

مدال و افتخارات

کد QR شخصی

[توضیحات]
Mostafa کسی را به جامعه مجازی بهشت معرفی نکرده است.
برای دعوت کاربران ومعرفی جامعه مجازی بهشت از بخش ارسال دعوتنامه اقدام نمایید.

برچسب ‌های کاربردی

Mostafa
IMG-20150323-WA0044.jpg Mostafa
بسم رب الفاطمه الزهرا

نکند فاش کنی راز دلت را پسرم!
هر چه دیدی تو فراموش کن اینجا؛ پسرم!

کمکم کن که از این کوچه سریع تر برویم
اندکی آمده حالا نفسم جا، پسرم!

زیر پهلوی مرا با تنت آرام بگیر
کن تو با سینه بشکسته مدارا، پسرم!

دست من را تو بگیری به خدا باکم نیست
کوچه گر پر شود از هجمه اعدا، پسرم!

پا شدی روی سر ِ پنجه؛ ولی... طوری نیست؛
می شود قدّ تو اندازهء بابا، پسرم!

ای فدای تو و رگ های ورم کرده تو
می شود عقدهء در سینهء تو وا، پسرم!

بین ما و تن دیوار و خدا خواهد ماند
می شود باعث این فاجعه، رسوا، پسرم!

قامت مادرت اینگونه خمیده ست ولی؛
نگذاری بشود قدّ پدر تا، پسرم!

می شوی پیر از این غصه ولی مادر جان!
نکند فاش کنی راز دلت را پسرم!

التماس دعا دوستان بهشتی
... ادامه
3 دیدگاه · 1394/01/4 - 00:48 4 + / 0 -
امضا:
Mostafa
pic313_www.jahaniha.com_11.jpg Mostafa
هفﺖ ﺳﻴﻨﻲ ﭼﻴﺪﻩ ﺍﻡ ﺑﺎ ﺳﻴﻦ ﺳﻴﺐ ﻋﺎﺷﻘﻲ

ﺳﻨﺒﻠﻢ ﻫﻢ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ ﻋﻄﺮ ﻋﺠﻴﺐ ﻋﺎﺷﻘﻲ



ﻣﺜﻞ ﺳﻴﺮ ﻭ ﺳﺮﻛﻪ ﻣﻲ ﺟﻮﺷﺪ ﺩﻟﻢ ﺍﻳﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﺎ

ﺗﻴﻚ ﺗﺎﻙ ﺳﺎﻋﺖ ﻭ ﺣﺲ ﻏﺮﻳﺐ ﻋﺎﺷﻘﻲ



ﺗﻮﯼِ ﺫﻫﻦ ِ ﺁﻳﻨﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻮ ﺍﻓﺘﺎﺩﻱ ﻭ ﺑﺲ

ﺣﺮﻓﻲ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﻮﺩ ﺍﮔﺮ ﻳﻌﻨﻲ ﻓﺮﻳﺐ ﻋﺎﺷﻘﻲ



ﺳﺒﺰﻩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﻜﻪ ﻣﻲ ﺍﻧﺪﺍﺯﺩ ﺍﻳﻦ ﭼﺸﻢ ﺷﻤﺎ

ﭘﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﺳﻜﻪ ﻫﺎﻱ ﺷﺎﻧﺲ ﺟﻴﺐ ﻋﺎﺷﻘﻲ



ﻣﺎﻫﻲ ﺗﻨﮓ ﺑﻠﻮﺭﻡ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﺭﻳﺎ ﺩﻳﺪﻩ ﺍﺳﺖ

ﺗﺸﻨﻪ ﻣﻲ ﻣﻴﺮﺩ ﻟﺐ ﺩﺭﻳﺎ ﺷﻜﻴﺐ ﻋﺎﺷﻘﻲ



ﻋﺮﺻﻪ ﺧﺎﻟﻲ ، ﻧﻮﺑﺖ ﺗﻚ ﺗﺎﺯﻱ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺭﺳﻴﺪ

ﻣﻲ ﻣﻜﺪ ﻓﻌﻠﻦ ﺳﻤﺎﻗﺶ ﺭﺍ ﺭﻗﻴﺐ ﻋﺎﺷﻘﻲ



ﺁﻣﺪﻳﻢ ﺗﺎ ﻗﻠﻪ ﺀ ﻗﺎﻑ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﺠﺎﻳﺶ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ

ﭼﺮﺥ ﻣﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺩﻳﮕﺮ ﺗﻮﻱ ﺷﻴﺐ ﻋﺎﺷﻘﻲ



ﻧﻮ ﺑﻬﺎﺭﺳﺖ ﺍﻱ ﮔﻠﻢ ﺑﺎ ﺑﻠﺒﻠﺖ ﺣﺮﻓﻲ ﺑﺰﻥ

ﻣﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﻣﻲ ﺧﻴﺰﺩ ﺍﺯ ﺟﺎ ﺑﺎ ﻧﻬﻴﺐ ﻋﺎﺷﻘﻲ



ﺗﻮﻱ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﺁﻣﺪﻱ ﺑﺎ ﺷﺎﺧﻪ ﺍﻱ ﻧﺮﮔﺲ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ

ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺗﻌﺒﻴﺮ ﺍﻳﻦ ﺧﻮﺍﺏ ﻋﻦ ﻗﺮﻳﺐ ﻋﺎﺷﻘﻲ



ﻧﺒﺾ ﻓﺎﻝ ﺣﺎﻓﻆ ﺍﻣﺸﺐ ﺩﺳﺖ ﻣﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ

ﻣﮋﺩﻩ ﺩﺍﺋﻢ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ ﺁﻣﺪ ﻃﺒﻴﺐ ﻋﺎﺷﻘﻲ



ﻣﻦ ﻧﻤﻲ ﺩﺍﻧﻢ ﻭﻟﻲ ﮔﻮﻳﺎ ﺍﺟﺎﺑﺖ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ

ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﺗﺤﻮﻳﻞ ﺳﺎﻝ " ﺍﻣﻦ ﻳﺠﻴﺐ " ﻋﺎﺷﻘﻲ
... ادامه
دیدگاه · 1393/12/28 - 10:51 4 + / 0 -
امضا:
Mostafa
IMG-20150307-WA0005.jpg Mostafa
حواست هست هنوز شهید می آورند
نکند غافل شویم
خودم را میگویم.....
زشت است بگوند چه کردید بعد ما......
بگویم گناه...!
میدانم برای همه کس و همه چیز این روزها دلیل می آوری
و گوشَت ازاین روضه ها پراست..

خودم را می گویم...
باز هم
گوش کن که هنوز شهید می آورند...

یا فاطر به حق فاطمه عجل لولیک الفرج
... ادامه
1 دیدگاه · 1393/12/17 - 16:55 9 + / 0 -
امضا:
Mostafa
images_37.jpg Mostafa
نازنین یار مرا باز ندیدی, !باشد!
به گمانم که دل از من تو بریدی! باشد!
بود همواره امیدم که مرا میخواهی
من همانم که نشستم به امیدی! باشد!
بین بازار غلامان نظر انداخته ای
جنس مرغوب نبودم نخریدی! باشد!
دست عشاق گرفتی و حرم بردی آه
طبق معمول زمن دست کشیدی! باشد!
مهربانی تو مال دگران است چرا
باز ای یار به دادم نرسیدی! باشد!
این همه زار زدم دادزدم کرب بلا
این حرم گفتن من را نشنیدی! باشد!
چه کنم تلخی تو باز حلاوت دارد!
دل تنگم بخدا میل زیارت دارد!
باشد!!!!
... ادامه
دیدگاه · 1393/12/15 - 09:10 8 + / 0 -
امضا:
Mostafa
1425206308923.jpg Mostafa
بوی دود است که پیچیده ، کجا میسوزد؟
نکند خانه ی مولاست خدا رحم کند....

همه ی شهر به این سمت سرازیر شدند
در میان کوچه دعواست، خدا رحم کند....

هیزم آورده که آتش بزنند این در را
پشت در حضرت زهراست خدا رحم کند....

جمع اند و موافق که علی را ببرند
و علی یکه و تنهاست، خدا رحم کند..

بین این قوم که از بغض لبالب هستند
قنفذ و مغیره پیداست، خدا رحم کند ...

مادر افتاد و پسر رفت زدست، درد این است
چشم زینب به تماشاست، خدا رحم کند ....

ماجرا کاش همان روز به آخر می شد
تازه آغاز بلاهاست، خدا رحم کند...

غزلم سوخت، دلم سوخت، دل آقا سوخت
روضه ی ام ابیهاست، خدا رحم کند...
... ادامه
1 دیدگاه · 1393/12/13 - 12:32 8 + / 0 -
امضا:
Mostafa
Fatemie-1432-02.jpg Mostafa
درد سر .... بین گذر .... چند نفر .... یک مادر
شده هر قافیه ام یک غزل درد اور

ای که از کوچه شهر پدرت میگذری
امنیت نیست ازین کوچه سریعتر بگذر

دیشب از داغ شما فال گرفتم
دوش می آمد و رخساره نگویم بهتر

من به هر کوچه خاکی که قدم میزارم
ناخود اگاه به یاد تو می افتم مادر

چه شده قافیه ها باز بجوش آمده اند

دم در ... فضه خبر ... مادر و در ... محسن پر
... ادامه
دیدگاه · 1393/12/11 - 08:55 4 + / 0 -
امضا:
Mostafa
Image-8209.jpg Mostafa
عاشقی دردسری بود نمی دانستیم
حاصلش خون جگری بود نمی دانستیم
پر گرفتیم ولی باز به دام افتادیم
شرط بی بال و پری بود نمی دانستیم
آسمان از تو خبر داشت ولی ما از تو
سهممان بی خبری بود نمی دانستیم
آب و جاروی در خانه ما شاهد بود
از تو بر ما گذری بود نمی دانستیم
این همه چشم به راهی نگرانم کرده
عاشقی دردسری بود نمی دانستیم
... ادامه
دیدگاه · 1393/12/10 - 09:54 8 + / 0 -
امضا:
Mostafa
images(9).jpeg Mostafa
السَّلاَمُ عَلَيْكِ یا فاطمة الزهرا

هر چند پر شکسته شدی و نمی پری

اما هنوز، مثل همیشه کبوتری

شکر خدا که پاشدی و راه می روی

انگار فاطمه کمی امروز بهتری

حتی برای دلخوشي ما... چه خوب شد

مشغول کارِ خانه شدی روز آخری

شانه زدی به موی پریشان دخترم

می خواستی نشان بدهی باز مادری

با این قنوت نا متعادل چه می کنی

داری دعا به خانه ی همسایه می بری!؟ هر چند خنده می کنی از دیدنم، ولی

با طرز راه رفتن خود گریه آوری

بانو! تو را قسم به دلم احتیاط کن

وقتی که دست جانب دستاس می بری

کم کم بساط زندگیم جمع می شود

آخر نگاه می کنی ام جور دیگری ...
... ادامه
دیدگاه · 1393/12/10 - 09:49 5 + / 0 -
امضا:
Mostafa
Mostafa
من از شب های تاریک بدون ماه می ترسم
نه از شیر و پلنگ,
از این همه روباه می ترسم

مرا از جنگ رو در روی در میدان گریزی نیست
ولی از دوستان آب زیر کاه می ترسم

من از صد دشمن دانای لامذهب نمی ترسم
ولی از زاهد بی عقل نا آگاه می ترسم


پی گم گشته ام در چاه نادانی نمی گردم
اصولا من نمی دانم چرا از چاه می ترسم

اگرچه راه دشوار است و مقصد ناپدید, اما
نه از سختی ره, از سستی همراه می ترسم

من لز تهدیدهای ضمنی ظالم نمی ترسم
من از نفرین یک مظلوم, از یک آه می ترسم

من از عمامه و تسبیح و تاج و مسند شاهی
اگر افتد به دست آدم خودخواه می ترسم

مرا از داریوش و کوروش و این جمله باکی نیست
من از قداره بندان مرید شاه می ترسم


نمی ترسم ز درگاه خدای مهربان, اما
ز برخی از طرفداران این درگاه می ترسم
چو کیوان بر مدار خویش می گردم
ولی گاهی از این سنگ شهاب و حاجی گمراه می ترسم
... ادامه
دیدگاه · 1393/12/10 - 09:39 3 + / 0 -
امضا:
Mostafa
Mostafa
چند روزی میشود که نمازش را تندتر میخوانَد
این روزها موبایلی که تازه خریده را پایین مُهــــرش میگذارد
سرعت نمازش را با سرعت دانلودهایش میزان میکند!
نکند که نماز تمام شود و دانلود ها روی زمین بماند

بزار راحت تر بگویم توی رکوع هم زیر چشمی هوای پیام های وایبـــر، واتس آپ و... را دارد
آهای امام جماعت کمی طول بده رکوع را! پیام را کامل نخواندم

در دلش غوغایی بود پس کی این نماز تمام میشود ؟
... ادامه
دیدگاه · 1393/12/10 - 09:35 2 + / 0 -
امضا:
Mostafa
1400344366.jpg Mostafa
به شوق صبح و سحر، شام تار هم خوب است
برای گریه شدن آبشار هم خوب است
 
تمام هفته خطا و غروب جمعه دعا
کمی خجالت از این انتظار هم خوب است
 
اگر چه لایق وصل تو نیستیم آقا
ولی کشیدن ناز نگار هم خوب است
 
گمان کنم که نمی بینمت، بگو غلط است
امید دادن این بی قرار هم خوب است
 
کسی به فکر شما نیست، همه خوبند
ملال نیست دگر، کار و بار هم خوب است
 
مرا ببند که من جای دیگری نروم
برای عبد فراری حصار هم خوب است
 
هوای شهر بد و گریه سخت و حال بد است
کمی هوا وسط این غبار هم خوب است
 
اگر نشد برسم من به پابوسی تو
برای این دل من وصف یار هم خوب است
 
برای اینکه به دست آورم دلت را من
قسم به فاطمه داغدار هم خوب است
 
مرا ببخش به دردت نخورد نوکریم
که بخشش دل این شرمسار هم خوب است
 
اگر که پای رکابت نشد شهید شوم
برای کشتن ما زلف یار هم خوب است
 
اگر اجل به وصالت مرا مجال نداد
امید آمدنت بر مزار هم خوب است
... ادامه
دیدگاه · 1393/12/8 - 08:43 4 + / 0 -
امضا:
Mostafa
1424923714593.jpg Mostafa
یاحسین جان...


عادتم داده دلم فکر ضریحت باشم.

دل هوای حرم صحن غریبت باشم

کاش میشد که قبولم تو کنی باردگر

فاطمیه زائر صحن شریفت باشم...
... ادامه
1 دیدگاه · 1393/12/7 - 07:34 3 + / 0 -
امضا:
Mostafa
IMG_20150225_201636.jpg Mostafa
.
غم مخور، معشوق اگر امروز و فردا می‌کند
شیر دوراندیش با آهو مدارا می‌کند

زهر دوری باعث شیرینی دیدارهاست
آب را گرمای تابستان گوارا می‌کند

جز نوازش شیوه‌ای دیگر نمی‌داند نسیم
دکمه‌ی پیراهنش را غنچه خود وا می‌کند

روی زرد و لرزشت را از که پنهان می‌کنی
نقطه‌ضعف برگ‌ها را باد پیدا می‌کند

دلبرت هرقدر زیباتر، غمت هم بیش‌تر
پشت عاشق را همین آزارها، تا می‌کند

از دل هم‌چون ذغالم سرمه می‌سازم که دوست
در دل آیینه دریابد چه با ما می‌کند

نه تبسم، نه اشاره، نه سوالی، هیچ چیز
عاشقی چون من فقط او را تماشا می‌کند
... ادامه
2 دیدگاه · 1393/12/6 - 20:11 8 + / 0 -
امضا:
Mostafa
دانلود (1).jpg Mostafa
ازخدا که پنهون نیست ازشما چه پنهون
ﺩﺭﻭﻍ ﭼﺮﺍ؟
ﺟﻮﺍنان قدیم ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﯾه ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ
مثـــلا :

● ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺳﺎﮐﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺑﯿﺮﻭﻥ
ﻣﯽ ﺑﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪٔ ﻣﺪﺭﺳﻪ، ﺟﯿﻢ ﻣﯽ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﺟﺒﻬﻪ ....
● ﻗﺒﻠﺶ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺗﻮﯼ ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﻪ ﻭ ﺳﻦ ﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ....
● ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﺍﺭ ﻭ ﻧﺪﺍﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﻓﻘﺮﺍ ﯾﺎ ﮐﻤﮏ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﺟﺒﻬﻪ ....
● ﺷﺐ ﻫﺎ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺍﺯ ﭼﺎﺩﺭ ﯾﺎ ﺍﺗﺎﻕ ﯾﺎ ﺳﻨﮕﺮ ﻣﯽ ﺯﺩﻧﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﺷﺐ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪﻧﺪ...
● بله ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﻫﺎﯼ ﺷﺎﻥ ﻫﻢ ﻋﺎﻟﻤﯽ ﺩﺍﺷﺖ ....

ﺷﻬـــــــــــــﺪﺍ !
ای بهترین یواشکی های دنیا
ﺷﻤﺎﮐﻪ ﺻﺪﺍﯾﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺮﺳﺪ !
ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﺧﻠﻮﺕ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻨﺪ ...
"آخر دیگر ﺧﯿﻠﯽ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﻋﻮﺽ ﺷﺪﻩ ﺍﺳت....
دروغ و خیانت و گناه
دزدی و حرام و ریا...
... ادامه
3 دیدگاه · 1393/12/6 - 19:54 8 + / 0 -
امضا:
Mostafa
4710486514097000436.jpeg Mostafa
آقا سلام، روضه مادر شروع شد
باران اشک های مکرر شروع شد

آقا اجازه هست بخوانم برایتان
این اتفاق از دم یک در شروع شد

تا ریشه های چادر خاکی مادرت
آتش گرفت،روضه معجر شروع شد

فریادهای مادر پهلو شکسته ات
تا شد فشار در دو برابر شروع شد

این ماجرا رسید به آنجا که نیمه شب
بی اختیار گریه حیدر شروع شد

وقتی رسید قصه به اینجای شعر من
ایام خانه داری دختر شروع شد .....

دختر رسید تا خود آن لحظه ای که ظهر
یک ماجرا به قافیه سر شروع شد

بر دشمن آل فاطمه "س" لعنت.
... ادامه
دیدگاه · 1393/12/6 - 09:02 6 + / 0 -
امضا:
صفحات: 1 2 3 4