قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
1044753_525392110842674_2041394418_n.jpg نقد روزمرگی.jpg 9.jpg 86.jpg
لینک‌زن | Linkzan.com

مطالب زیادی هر روز در وبلاگستان زنان تولید و.. [درباره]
توسط 7 کاربر لایک شده‌

مشخصات

موارد دیگر
لینک‌زن | Linkzan.com
وضعيت: (غایب)
3 دیدگاه
316.5 امتیاز
1392-04-06

دنبال‌کنندگان

(51 کاربر)

گروه ها

مدال و افتخارات

کد QR شخصی

[توضیحات]
لینک‌زن | Linkzan.com تاکنون 20 کاربر را به جامعه مجازی بهشت دعوت کرده است.
برای افزایش کاربران دعوت شده از بخش ارسال دعوتنامه اقدام نمایید.

برچسب ‌های کاربردی

لینک‌زن | Linkzan.com
942d1dc4949411e1a92a1231381b6f02_7.jpg لینک‌زن | Linkzan.com
فریادی به وسعت تمام سکوت‌هایم
------------------------------------------------------
بعد از آخرین بار‍‍‍؛ باری نیست
سر بچه‌ی نابینایی کمرم را محکم گرفته بود و من به طرز عجیبی قلقلکم نمی‌آمد…. هربار که مترو تکان شدیدی می‌خورد چنگ می‌زد به کوله‌ام و سرش کوبیده می‌شد توی شکم مادرش. مادرش هم خیره شده بود به کفش‌های من… توی ایستگاه امام علی از مترو پیاده شدم. نمی‌دانم چرا این کار را کردم… شاید گریه های زنی که تازه طلاق گرفته بود حالم را بد کرد… شاید هم کنجکاوی بود…
... ادامه
[لینک]
Linkzan.com دیدگاه · 1392/04/14 - 17:29 در وبلاگستان 2 + / 0 -
امضا: Linkzan.com
لینک‌زن | Linkzan.com
colorlesslens2.jpg لینک‌زن | Linkzan.com
گفت‌وگوي لينك‌زن با نويسنده سه
وقتی مدتی وبلاگم را به روز نمی‌کنم می‌فهمم که به دام روزمرگی افتاده‌ام
متولد بیست و یک اسفند ۱۳۶۸ و اهل مشهد است. از همان سال‌های آخر دبیرستان به صورت پاره وقت عضو هیئت تحریریه نشریات مختلفی بود. در حال حاضر به صورت پراکنده برای نشریات مختلفی مثل ویژه نامه‌های خراسان، جیم، اعتصام، آینده سازان و… مطلب می‌نویسد که آخرینش نشریه زائر آستان قدس بود. کارشناسی ادبیات فارسی‌اش را از دانشگاه فردوسی گرفته است و از مهر ماه سال گذشته تحصیل در مقطع ارشد رشته ادبیات را شروع کرده. البته او تنها به درس خواندن در دانشگاه اکتفا نکرده و از همان ترم اول ورودش به مقطع کارشناسی به صورت غیرحضوری تحصیل در جامعه‌الزهرا (س) را نیز آغاز کرده است.
[لینک]
Linkzan.com دیدگاه · 1392/04/13 - 15:32 در وبلاگستان 1 + / 0 -
امضا: Linkzan.com
لینک‌زن | Linkzan.com
gra6sk0e.bmp لینک‌زن | Linkzan.com
چترهاي بسته
---------------------------
چرخ و فلک
نزدیک خانه‌مان ایستاده بود. می‌رفت و خاطراتم را با خودش می‌برد.
این بچه‌ها یادشان نمی‌آید. پیش‌ترها می‌آمدند سر کوچه‌مان و داد می‌زدند: چرخ، چرخ و فلکه.
آن‌وقت دلمان آب می‌افتاد و خیلی‌هایمان سریع می‌پریدیم حیاط و در را باز می‌کردیم و خیره‌شان می‌شدیم.
این بچه‌ها یادشان نمی‌آید خیلی‌هایمان پول خرد دست گرفتیم و سراغشان دویدیم تا سوارشان شویم.
این بچه‌ها یادشان نمی‌‌آید، آن موقع‌ها همه کوچه‌ها شهربازی داشت.
پیرمرد می‌رفت و خاطراتم را می‌برد…
... ادامه
[لینک]
Linkzan.com دیدگاه · 1392/04/13 - 15:28 در وبلاگستان 2 + / 0 -
امضا: Linkzan.com
لینک‌زن | Linkzan.com
8z6g5x6k.bmp لینک‌زن | Linkzan.com
آتنا
---------------
آتنا
می‌آیند می‎نشینند در خانه‌مان… مهمان… پدر، مادر، دخترک حدوداً دو سه ساله‌ای … پذیرایی می‌شوند… هیچ کس به اندازه دختر کوچولو شکلات ورنداشته است… به دستِ کوچولویِ پر از شکلاتش خیره می‌شوم و بعد چشمم را از دستش می‌گیرم و به لبخندهایش چشم می‌دوزم… مادرش از لبخندهایش خوشحال است… امّا من نه! من تنها نگاهم بر روی دندان‌هایِ سیاه و کرم خورده‌اش ثابت است… این که هنوز سنی ندارد برای خرابی دندان… یواشکی از دخترک می‌پرسم مسواک می‌زنی؟ مادرش با یک خنده ی مستانه از آن سر جواب می‌دهد نه! و همچنان نه!
... ادامه
[لینک]
Linkzan.com دیدگاه · 1392/04/13 - 15:27 در وبلاگستان 1 + / 0 -
امضا: Linkzan.com
ڪربلایے بهشتـ♥ـے
pelak-va-lale-www.4print.ir_.jpg ڪربلایے بهشتـ♥ـے
زندگی نامه و بخشی از وصیت نامه شهید حسن جعفری که در تیرماه 1365 به درجه رفیع شهادت نائل آمد
حسن در سال 1335 در خانواده ای مذهبی در روستای قوهه چشم به جهان گشود. پس از اتمام تحصیلات دوران دبیرستان و دانش سرا، در آموزش و پرورش مشغول به خدمت شد. بعد از مدتی تدریس به عنوان مدیر مدرسه انتخاب شد. چندی بعد نیز مسئولیت دانش سرای تربیت معلم آیت الله مشکینی را پذیرفت. حسن در پیروزی انقلاب اسلامی فعالیت چشمگیری داشت و با شروع جنگ تحمیلی بارها به جبهه اعزام شد. وی سرانجام در روز دهم تیرماه سال 1365 در جریان عملیات کربلای1 در سن 30 سالگی به درجه رفیع نایل آمد. مزار پاکش در گلستان شهدای پاکدشت قرار دارد.
مدیر کل 1 دیدگاه · 1392/04/13 - 11:39 در گلزار شهدا 3 + / 0 -
این ارسال را بازنشر کرده است.
امضا: در باب وسائل الله باید این جمله سر در هیئت ها نوشته شود که: نزدیک ترین راه به الله، حسین علیه‌السلام است.
لینک‌زن | Linkzan.com
1524.jpg لینک‌زن | Linkzan.com
چهل سالگي‌ها
-----------------------------
وقتی بچه بودم خونه‌ی ما خیلی شلوغ بود.
در حیاط همیشه باز بود تا مهمون پشت در نمونه. بابا راضی نبود در بسته باشه.
به جای پلاستیک میوه، صندوق، صندوق میوه می‌خرید. مادر همیشه نگران بود که کجا اون‌هارو جا کنه.
بابا وسط پذیرایی می‌ایستاد و دستاش رو به نشونه‌ی دعا بالا می‌گرفت و می‌گفت: خدایا پذیرایی مارو خالی از مهمون نکن.
... ادامه
[لینک]
Linkzan.com دیدگاه · 1392/04/12 - 20:54 در وبلاگستان 1 + / 0 -
امضا: Linkzan.com
لینک‌زن | Linkzan.com
93xol291.bmp لینک‌زن | Linkzan.com
گيس طلا
-------------------------
از پنجره به پسرش نگاه می‌کند و لبخند می‌زند
پسر جوان فرزند طلاق بود.
دوران کودکی را در بین دعواهای پدر و مادر و طلاق و طلاق کشی گذرانده بود و دوران نوجوانی را درخانه مادربزرگی وسواسی و پرخاشگر و سختگیر.
مادر شغلی در شهرستان پیدا کرده بود تا بتواند خرج خودش و پسرک را بدهد.
پسر بزرگ شد و دانشگاه قبول شد و مادر خانه‌ای در تهران خرید و پسر ازخانه مادربزرگ به خانه خودشان رفت و همچنان مادر رفت و آمد می‌کرد.
... ادامه
[لینک]
Linkzan.com دیدگاه · 1392/04/12 - 20:31 در وبلاگستان 2 + / 0 -
امضا: Linkzan.com
لینک‌زن | Linkzan.com
3ct9uljc.bmp لینک‌زن | Linkzan.com
عطش شكن
--------------------------
تلخ راست
“با سر رفته‌ام توی دیوار، تقصیر خودم بوده، تقصیر تنگی چشم‌هایم شاید، تقصیر کودکانه نگاه کردنم شاید، تقصیر ساده دلی یا خنگی یا یک همچین چیزهایی. ولی هرچه بوده تقصیر خودم بوده که به قول شاعر، تو که بد نمی‌شوی.
سرم ضربه خورده، مخم جابه جا شده، هرچه حس بوده یک جا از قلبم رفته، قلبم چمدان بسته و مثل این زن‌های توی فیلم‌ها که جمع می‌کنند و می‌روند خواسته برود، رفتم دم در یقه‌اش را گرفتم و گفتم: کجا؟؟ چشمش خیس بوده و سعی کرده گریه نکند جلوی من، اما هق‌هق‌اش را نتوانسته قورت بدهد. گفتم کجا احمق جان؟ حرف نزده. گفتم این راهش نیست، بیا برگرد و بتمرگ سرجایت. خلاصه از وسط راه برش گرداندم به خیال خودم.
... ادامه
[لینک]
Linkzan.com دیدگاه · 1392/04/12 - 20:30 در وبلاگستان 2 + / 0 -
امضا: Linkzan.com
لینک‌زن | Linkzan.com
jiqfgtwk.bmp لینک‌زن | Linkzan.com
مرحومه مغفوره
------------------------------
زنانگی‌هایمان
ما بلدیم عاشق شویم. این را از بچگی خوب یادمان داده‌اند. همان وقتی که آغوش ناتوانمان تاب سنگینی وزن برادر نوزادمان را نداشت، یادمان دادند بی پرسش و بی حد عشق بورزیم. اما هیچکس یادمان نداده عاشق چه جور کسی بشویم. یادمان دادند آغوش باز کنیم، اما یادمان ندادند چشم باز کنیم.
ما زنیم.
... ادامه
[لینک]
Linkzan.com دیدگاه · 1392/04/12 - 20:28 در وبلاگستان 2 + / 0 -
امضا: Linkzan.com
لینک‌زن | Linkzan.com
8f1r7p5c.bmp لینک‌زن | Linkzan.com
خلوت انس
---------------------
دختران بزک کرده
بعد از ظهرها ساعت ۴:۲۰ از خانه خارج می‌شوم تا ساعت ۵ در محل کارم حاضر باشم. هوا به طرز وحشتناک ناجوانمردانه‌ای در این ساعات گرم است و اتوبوس معمولا در این ساعت خلوت است چون هیچ جنبنده‌ی عاقلی حاضر نیست در این ساعت روز از خانه خارج شود مگر کسانی که واقعا مجبورند. آسفالت‌های کف خیابان به حدی داغ‌اند که با پای آدم از جا کنده می‌شوند. نه این که تازه باشندها، نه! از شدت گرما ذوب شده‌اند.
... ادامه
[لینک]
Linkzan.com دیدگاه · 1392/04/12 - 20:25 در وبلاگستان 2 + / 0 -
امضا: Linkzan.com
لینک‌زن | Linkzan.com
77.jpg لینک‌زن | Linkzan.com
ستاره‌اي در اوج بي‌كران
-----------------------------------------
می‌شود یک نفر برای من نامه بنویسد؟
چند روز پیش پستچی زنگ خانه را زد ولی نامه یا یک بسته‌ی خاص نبود، کتابی بود که روز قبل سفارش داده بودم رسید، فقط از اقدام سریع انتشارات تعجب کردم ولی خوشحال نشدم و ذوق نکردم…
نمی‌دانم آخرین بار که برایم نامه آمد کی بود، نمی‌دانم کی بود ذوق کردم از اینکه یک نامه دارم برای خود ِ خودم، نمی‌دانم. خسته شدم از ایمیل زدن و ایمیل خواندن و… حتی خسته شدم از اسمس فرستادن و مدام لبخندهای زورکی برای این و آن فرستادم، از تکنولوژی خسته شدم…
... ادامه
[لینک]
Linkzan.com دیدگاه · 1392/04/12 - 16:08 در وبلاگستان 2 + / 0 -
امضا: Linkzan.com
ڪربلایے بهشتـ♥ـے
16.jpg ڪربلایے بهشتـ♥ـے

امروز مصادف است با سرنگوني هواپيماي مسافربري ايران توسط ناوگان آمريكايي در خليج فارس که در تاریخ 12 تیر1367 به وقوع پیوست
در دوازدهم تيرماه 1367 ش روز برابر با سوم ژوئيه 1988 م، هواپيماي مسافربري ايرباس ايران كه از بندرعباس عازم دُبي بود، بر فراز آب‏هاي خليج فارس و در نزديكي جزيره هنگام مورد هجوم يگان‏هاي دريايي متجاوز آمريكايي مستقر در آب‏هاي خليج فارس قرار گرفت و سقوط كرد.
اين هواپيما كه با موشك ناو جنگي وينسنس مورد حمله عمدي نيروهاي تجاوزگر و جنايت‏پيشه شيطان بزرگ قرار گرفت حامل 298 مسافر و خدمه بود كه تمامي آنها اعم از مرد و زن و كودك و نوجوان و كهنسال با وقوع اين جنايت فجيع به شهادت رسيدند.
در ميان سرنشينان هواپيما، 66 كودك زير 12 سال، 52 زن و 46 تن تبعه كشورهاي خارجي نيز بودند كه كشته شدند.
... ادامه
مدیر کل دیدگاه · 1392/04/12 - 15:44 در گلزار شهدا 4 + / 0 -
این ارسال را بازنشر کرده است.
امضا: در باب وسائل الله باید این جمله سر در هیئت ها نوشته شود که: نزدیک ترین راه به الله، حسین علیه‌السلام است.
لینک‌زن | Linkzan.com
Rahime-Abolhasani.jpg لینک‌زن | Linkzan.com
ويولون زن ِ روي بام
----------------------------------
دختر دور از خانه‌ام٬ هایدی
از چندروز قبل گاهی می‌روم اینجا و عرسک‌های دوستان را می‌بینم. بعد هی از خودم می‌پرسم چرا من یک عروسک ندارم؟ که مثلن من هم عکسش را بگذارم اینجا؟ واقعیتش این که هربار خواسته‌ام عروسک بخرم٬ لحظات آخر تصمیمم عوض شده و پولش را کتاب خریده‌ام. ترجیح داد‌ه‌ام یک دوست سخنگو داشته باشم تا دوستی ساکت و صامت. هر کتابی که خریده‌ام به چشم دوست نگاهش کرده‌ام و تقریبن همه کتاب‌هایم را دو بار یا بیشتر خوانده‌ام. هر کتاب کتابخانه‌ام برای من به معنی گذشتن از بعضی چیزهای دیگر بوده٬ مثل عروسک٬ تابلو نقاشی و…
... ادامه
[لینک]
Linkzan.com دیدگاه · 1392/04/12 - 15:33 در وبلاگستان 2 + / 0 -
امضا: Linkzan.com
لینک‌زن | Linkzan.com
221.jpg لینک‌زن | Linkzan.com
مثل هواي بهار
-----------------------------
جوجه
علی خیلی دوست دارد جوجه داشته باشد. خیلی زیاد. بازار که می‎رویم و جوجه‌ها را می‌بیند با یک حسرتی نگاهشان می‌کند که دلم کباب می‌شود. دوستانش که از جوجه‌ها و بلدرچین‌هایشان تعریف می‌کنند، دلش پر می‌کشد. مشکل اینجاست که جایش را هم داریم ولی من و همسر هیچکدام علاقه‌ای به مراقبت از حیوانات نداریم و نمی‌خواهیم مسئولیت غذا دادن و تمیز کردن حیوانی را به عهده بگیریم.
... ادامه
[لینک]
Linkzan.com دیدگاه · 1392/04/12 - 15:32 در وبلاگستان 2 + / 0 -
امضا: Linkzan.com
لینک‌زن | Linkzan.com
879.jpg لینک‌زن | Linkzan.com
روزهاي من
--------------------------
عینک وبلاگی‌ام
پرسیده بود چرا بی‌نام و نشان می‌نویسم وقتی خنده‌ای تحویلش دادم و گفتم نام و نشان بهتر از یک بنده‌ی خدا؟ ادامه داد شاید هم نمی‌خواهی مسئولیت حرف‌هایی را که میزنی قبول کنی یا شاید هم سرقت ادبی می‌کنی و به قول خودت حتی‌تر نقاب به چهره می‌زنی و خودت نیستی… دیدم که شایدهایش تمامی ندارد و انگاری تا جوابش را نگیرد ول کن قصیه نیست گفتم راستش را بخواهی می‌ترسم با تعجب نگاهم کرد و تکرار کرد می‌ترسم؟ گفتم آره می‌ترسم!
... ادامه
[لینک]
Linkzan.com دیدگاه · 1392/04/12 - 15:29 در وبلاگستان 2 + / 0 -
امضا: Linkzan.com
صفحات: 9 10 11 12 13