قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
IMG_20150710_201517.jpg
علی۳۱۳

بنده خدا [درباره]
توسط 1 کاربر لایک شده‌

مشخصات

موارد دیگر
علی۳۱۳
وضعيت: (غایب)
3 دیدگاه
6 امتیاز
عاشق
1330-12-31
m - مجرد
اسلام
تهران
دکترا و بالاتر
خادم اهل بیت
وزن: 1 - قد: 1
معاف
نمی کشم
SONY Xperia T2 ULTRA
خوانندگی(ارزشی)،مداحی،گرافیک،برنامه نویسی

دنبال‌کنندگان

گروه ها

(22 گروه)

مدال و افتخارات

کد QR شخصی

[توضیحات]
علی۳۱۳ کسی را به جامعه مجازی بهشت معرفی نکرده است.
برای دعوت کاربران ومعرفی جامعه مجازی بهشت از بخش ارسال دعوتنامه اقدام نمایید.

برچسب ‌های کاربردی

علی۳۱۳
IMG_20150710_201517.jpg علی۳۱۳
زندکی نامه علی اکبر قلیچ(خواننده ارزشی):
متولد نوزدهم مهرماه ۱۳۷۲ در محله نازی آباد تهران…

در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. از اوایل کودکی با تشویق پدر مداحی می کرد و در هیئت ها پا گرفت. تقریبا در سن ۹ سالگی با موسیقی آشنا شد و برای اولین بار ساز تنبور را بدست گرفت و خیلی سریع بر آن مسلط شد. با توجه به استعداد فراوان در این زمینه در صدد طی مراحل حرفه ای موسیقی برآمد. او در گروه شمس و نزد آقایان کیخسرو پور ناظری و سهراب پور ناظری تئوری موسیقی و سُلفژ را فرا گرفت.

بازخورد خوب آهنگ های خواننده راک اسلامی، سیامک رادمنش (سامی یوسف) در رسانه ها نقطه آغازی بود که او بوسیله مشورت هایی توسط یکی از آشنایان با سامی یوسف به موسیقی پاپ روی آورد.

او بر این عقیده بودکه خلأ موسیقی پاپ آیینی و عاشورایی، علی الخصوص در عرصه بین المللی کاملا مشهود و ملموس است و باید این فضا پر شود. نظر به استعداد ذاتی در زبان و لهجه های مختلف، ایده کارهای دو زبانه را کلید زد. هر چند که قبل از آن، کار را با تولید چند قطعه فارسی شروع کرده بود.

اولین قطعه رسمی که از علی اکبر قلیچ شنیده شد ترانه «ترکش» با رویکرد نقد دفاع
... ادامه
امضا: باز هم جامانده ام...
علی۳۱۳
علی۳۱۳
به گروه "هنر ارزشی" خوش آمدید.
طاعات و عباداتتون مقبول درگاه حق.
در این گروه مطالب مربوط به خوانندگان و آهنگ های ارزشی قرار میگیرد مانند«حامد زمانی،علی اکبر قلیچ،گروه ازشی نبض،مجتبی یکتا و...».
... ادامه
امضا: باز هم جامانده ام...
علی۳۱۳
علی۳۱۳
ﺯﻧﯽ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻫﺎﯼ ﻣﻨﺪﺭﺱ ﻭ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﻣﻐﻤﻮﻡ،
ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺧﻮﺍﺭﺑﺎﺭﻓﺮﻭﺷﯽ ﺷﺪ .
ﻣﻐﺎﺯﻩ ﻧﺴﺒﺘﺎ ﺷﻠﻮﻍ ﺑﻮﺩ
ﮐﻤﯽ ﻣﮑﺚ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺧﻠﻮﺕ ﺷﻮﺩ ...
ﺳﭙﺲ ﺑﺎ ﻓﺮﻭﺗﻨﯽ ﻭﺁﺭﺍﻣﯽ ﺍﺯ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺩﺍﺭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﻤﯽ
ﺧﻮﺍﺭﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻫﺪ ..
ﻭ ﮔﻔﺖ ؛ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﻣدتی اﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭ
ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﺪ .
ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﻢ ﺑﯽ ﻏﺬﺍ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ . ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﭘﻮﻟﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ .. ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻢ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥﺩﻋﺎ ﮐﻨﻢ .ﺻﺎﺣﺐ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺑﯽ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺑﻮد ﺑﺎﺑﯽ ﺍﻋﺘﻨﺎﻋﯽ ﻭ ﺑﺎ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺪﯼ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﻥ ﺍﺯ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺍﺵﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺮﻭﺩ !ﺯﻥ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ،ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﮔﻔﺖ ": ﺁﻗﺎﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ، ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﻢ ،ﭘﻮﻟﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻡ ".او ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻧﺴﯿﻪ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﺪ .
ﻣﺸﺘﺮﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﭘﯿﺸﺨﻮﺍﻥ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﮔﻔﺘﮕﻮﯼﺁﻥ ﺩﻭ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻨﯿﺪ .ﻣﺸﺘﺮﯼ ﮔﻔﺖ : ﺧﺮﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻢ ﺑﺎ ﻣﻦ ...
مغازه دار ﺑﺎ ﺗﻤﺴﺨﺮ ﮔﻔﺖ : " ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ !! ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﺧﻮﺩﻡ ! "ﺳﭙﺲ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺯﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ": ﻟﯿﺴﺖ ﺧﺮﯾﺪﺕ ﮐﻮ؟ "ﺯﻥ ﻟﯿﺴﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ .ﺧﻮﺍﺭﺑﺎﺭ ﻓﺮﻭﺵ ﺑﺎ ﮐﻨﺎﯾﻪ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ : " ﺩﻋﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻏﺬﺑﻨﻮﯾﺲ ﻭ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺭﻭﯼ ﮐﻔﻪ ﯼ ﺗﺮﺍﺯﻭ .. ﻫﺮ ﭼﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺑﺒﺮ !!!خانم ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﻐﺾ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﺑﺎ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺍﺯ ﮐﯿﻔﺶ ﺗﮑﻪ ﮐﺎﻏﺬﯼ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﻧﻮﺷﺖ ﻭ ﺭﻭﯼ ﮐﻔﻪ ﯼ
ﺗﺮﺍﺯﻭ ﮔﺬﺍﺷﺖ . ﻫﻤﻪ ﺑ
... ادامه
4 دیدگاه · 1394/04/19 - 18:42 3 + / 0 -
امضا: باز هم جامانده ام...