قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
13578741-b.jpg 68FG.jpeg 50549734387861035191.jpg 68PV.jpeg
خادمة الزهرا

توسط 4 کاربر لایک شده‌

مشخصات

موارد دیگر
خادمة الزهرا
وضعيت: (غایب)
45 دیدگاه
145.5 امتیاز
مهربون
0000-00-00
f - مجرد
اسلام
خوزستان
لیسانس
نمی کشم
14hojatkhoda.blogsky.com

دنبال‌کنندگان

(24 کاربر)

گروه ها

(11 گروه)

مدال و افتخارات

کد QR شخصی

[توضیحات]
خادمة الزهرا کسی را به جامعه مجازی بهشت معرفی نکرده است.
برای دعوت کاربران ومعرفی جامعه مجازی بهشت از بخش ارسال دعوتنامه اقدام نمایید.

برچسب ‌های کاربردی

خادمة الزهرا
13578741-b.jpg خادمة الزهرا
(((("داستان شگفت حمال تبریزی"خیلی قشنگه حتما بخونید))))
♥•٠·
در خیابان شمس تبریزی تبریز،مقبره ای وجود داره به نام حمال تبریزی.داستان این حمال ازین قرار بوده که روزی مثل همیشه مشغول باربری تو بازار تبریز بوده که یه دفعه میبینه کارگر بنای سقف بازار،پاش لیز خورد و افتاد پایین،با توجه به ارتفاع سقف تا کف،مرگ کارگر حتمی بوده ولی همه میبینن یه دفعه حمال داد زد:خدایا بگیرش!اون کارگر بینوا هم بین زمین و آسمون معلق موند و به راحتی اومد پایین.همون موقع بود که همه ریختن به دست و پاش که ما تو رو نشناختیم و ما رو هم دعا کن و...ازش پرسیدن چه جور این کار رو کردی؟حمال جواب داد:یه عمر خدا گفت و من گفتم چشم،یه بارم من گفتم و خدا گفت چشم.
شب که شد حمال به خدا میگه؛خدایا حالا که سرم فاش شد دیگه نمیخوام زنده باشم. دعاش مستجاب شد و صبح از دنیا رفت و تو این آرامگاه دفن شد.
♥•٠·

نکات:
1.هیچ کس رو دست کم نگیریم، خصوصا طبقه مستضعف رو. در حدیث قدسی هست که دوستان خدا ناشناسند و غیر از خدا کسی نمی شناسدشون.
2.خدا حساب و کتابش خیلی دقیقه.به وقتش به بهترین نحو جواب اخلاص و مردونگی ما رو میده. اگر یک قدم به سمتش بری
... ادامه
دیدگاه · 1394/09/16 - 20:05 5 + / 0 -
امضا: اللهم اجعلنی من محبین محمد(ص) و آل محمد(ص)
خادمة الزهرا
68FG.jpeg خادمة الزهرا
هرچه کردم تا ببندم ساک خود اما نشد
هی دویدم تا بگیرم عاقبت ویزا نشد

خواستم با دوستان از بصره گردم رهسپار
با رفیقان تا حرم هم جاده و هم پا نشد

مادرم اسپند و آب و آینه آورده بود
زیر قرآن رد کند وقت سفر , ما را نشد

از همه درخواست کردم تا حلالم میکنند؟
تا که باشم کربلا من نائب آنها نشد

اربعین قول داده بودم با رفیقان عازمیم
هم سفر , موکب به موکب, سینه زن , حالا نشد

باز داغ کربلا بر سینه ام امسال ماند
نامه اذن دخولم اربعین امضا نشد
... ادامه
دیدگاه · 1394/09/8 - 21:57 3 + / 0 -
امضا: اللهم اجعلنی من محبین محمد(ص) و آل محمد(ص)
خادمة الزهرا
50549734387861035191.jpg خادمة الزهرا
من تـــرکِ چایی کرده بودم ســـالیانی
موکب به موکب اربعین چایی‌خورم کرد ...
♥•٠·˙
لذتی که در یک استکان چایی های غلیظ و به یاد ماندنی جاده نجف به کربلا هست ...
در هزار فنجان کافه گلاسه بهترین کافی شاپ های تهران نیست !

خوش به حال اونایی که راهی شدن ...
... ادامه
دیدگاه · 1394/09/8 - 21:34 3 + / 0 -
امضا: اللهم اجعلنی من محبین محمد(ص) و آل محمد(ص)
خادمة الزهرا
68PV.jpeg خادمة الزهرا
رفتار بسیجی
دیدگاه · 1394/09/8 - 21:33 3 + / 0 -
امضا: اللهم اجعلنی من محبین محمد(ص) و آل محمد(ص)
خادمة الزهرا
1808875ffb57428c0f9778bbca3dff31-425.jpeg خادمة الزهرا
سلام
خوبین اهالی بهشت
خیلی وقته که بهتون سر نزدم و نبودم
حالتون خوبه؟!
این عکس تقدیم اونای که مثل من کربلا اربعین نرفتن!!!:line10:
2 دیدگاه · 1394/09/8 - 21:19 3 + / 0 -
امضا: اللهم اجعلنی من محبین محمد(ص) و آل محمد(ص)
خادمة الزهرا
bb9c074242b3feeb2bdc042616ac06e8-425.jpeg خادمة الزهرا
تنها مشترک مورد نظری
که همیشه در دسترس است
فقط خدای مهربان است،
لازم نیست بعدا تماس بگیرید...
دیدگاه · 1393/11/16 - 23:03 6 + / 0 -
امضا: اللهم اجعلنی من محبین محمد(ص) و آل محمد(ص)
خادمة الزهرا
49422393525471065238.jpg خادمة الزهرا
امام حسین علیه السلام کشتی نجات

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم):ان الحسین مصباح الهدی وسفینه النجاه
امام حسین علیه السلام چراغ پرنور هدایت وکشتی نجات است.
تفاوت کشتی نجات با کشتی های دیگر:
1)کشتی نجات مجهزتر از کشتی های دیگر است.
2)کشتی های دیگر را تو باید به سمتش بروی وسوار شوی اما کشتی نجات در هنگامی که داری غرق می شوی به کمکت می اید.
... ادامه
دیدگاه · 1393/10/30 - 23:45 5 + / 0 -
امضا: اللهم اجعلنی من محبین محمد(ص) و آل محمد(ص)
خادمة الزهرا
1297304276_shah.jpg خادمة الزهرا
بعد از مرگم فقط سگم برایم خواهد گریست


یکی از روزهای آخر عمر شاه در قاهره بود. خبرنگار بی‌بی‌سی از او پرسید :«تجربه‌ی تبعید چگونه است؟»

گفت :«امروز من آینده را پشت سرگذاشته‌ام، بیماری وجودم را تحلیل می‌برد و مثل پدرم در غربت خواهم مرد. ولی یک تفاوت وجود دارد که من توانستم 6 سال بعد از مرگ او جنازه‌اش را به وطن برگردانم، ولی گمان نمی‌کنم دیگر جنازه‌ی من هم به ایران برگردد.»

خبرنگار پرسید: «آیا احساس پشیمانی دارید؟»

شاه جواب داد: «شاید در تقسیم املاک بین محرومان تعلل کردم. شاید نباید این طور با روحانیت درمی‌افتادم و شاید نمی‌بایست مسیر غربی ترقی را چنین می‌پیمودم. باید تجارت مشروبات الکلی را قدغن می‌کردم. بعضی کاباره‌ها و سینماها را تعطیل می‌کردم و با مواد مخدر مبارزه می‌کردم. حالا بعد از مرگم تنها سگ خانوادگی‌مان برایم خواهد گریست و دیگر هیچ!».


منبع : کتاب «حاشیه‌های مهم‌تر از متن»، ص 249 / به نقل از «ده دوران»، خاطرات میرازخانی، ص436
... ادامه
دیدگاه · 1393/10/30 - 23:15 6 + / 0 -
امضا: اللهم اجعلنی من محبین محمد(ص) و آل محمد(ص)
خادمة الزهرا
خادمة الزهرا
جمعیت زیادی اعم از زن و مرد به صورت یکپارچه علیه شاه شعار می دادیم و به پیش می رفتیم. ناگهان مأموران شاهنشاهی شروع به تیراندازی به سمت مردم بی پناه نمودند. جمعی با بدن های خونین بر زمین افتاده و برخی دیگر عقب نشینی کردند.
ماموران لاینقطع تیراندازی کرده به پیش می آمدند. متفرق شده در کوچه و محله های اطراف دنبال پناهگاهی بودیم تا در فرصتی دوباره به صورت جمعی تظاهرات را شروع نماییم.
در این هنگام پیرزنی را با یک کاسه در دستش کنار خیابان دیدم. کاسه پر بود از سکه های یک قِرانی! تصور کردم در حال گدایی است آن هم در این هاگیرواگیر! باعجله نزدیکش رفته و با عتاب گفتم مادر جان! الان چه وقت گدایی است؟! مگر نمیبینی به پیر و جوان رحم نمی کنند!
پیر زن گفت: مادر جان! گدا نیستم.این سکه ها را آماده کرده ام تا به شماهایی که از مهلکه جان سالم به دربرده اید بدهم تا در اولین فرصت با خانواده هایتان تماس بگیرید و خبر سلامتیتان را داده، آن ها را از نگرانی دربیاورید. این حداقل کاری است که من پیرزن برای انقلابم می توانم انجام دهم.



منبع: وبلاگ یاد یار سفر کرده به نقل از سخنرانی حجت الاسلام ماندگاری
:line2:
دیدگاه · 1393/10/30 - 22:59 5 + / 0 -
امضا: اللهم اجعلنی من محبین محمد(ص) و آل محمد(ص)
مامان بهشت
مامان بهشت
به کودکت نگو: بر دیوار خط نکش
بلکه بگو: بر برگه ای بکش ، سپس آن را به دیوار میچسبانیم .

نگو: برخیز و نماز بخوان و الا جهنمی میگردی
بگو: برخیز تا با یکدیگرنماز بخوانیم ، تا در بهشت نیز در کنار یکدیگر باشیم .

نگو: برخیز و اتاق کثیف و شلخته ات را تمیز کن
بگو: دوست داری با یکدیگر اتاق را مرتب کنیم ، چون میدانم نظم را دوست داری

نگو: بازی را تمام کن و درس بخوان زیرا درس خواندن مهمتر است
بگو: اگر دروست را به بهترین نحو تمام نمایی با همدیگر بازی خواهیم کرد

نگو: به قسمت چپ بدنت نخواب
بگو: رسول الله به ما آموخته که بر روی قسمت راست بخوابیم

هر کلام و حرکت ما بر روی شخصیت فرزندمان تاثیر بسزایی خواهد داشت
حرکات کودکمان انعکاس اعمال ماست.


این ارسال را بازنشر کرده است.
امضا: مادرم زهرا(س)ست مادري كرده برام كاش سادات بودم...
خادمة الزهرا
24-767x1024.jpg خادمة الزهرا
دیووونه ام نکن که خودم دیوونه ام
دیووونه ام نکن که حسابی داغوونم
مثل ابرم و روز و شب بارونم
*****
اللهم ارزقنا کربلا
1 دیدگاه · 1393/08/17 - 23:53 5 + / 0 -
امضا: اللهم اجعلنی من محبین محمد(ص) و آل محمد(ص)
خادمة الزهرا
emam-hossein-11.jpg خادمة الزهرا
ﺑﯿﺎﺑــــﺎﻥ هـم که بـــاشی

" حـسیـــــــــن "

آبـــادت میکند ... درستــــ مثل

" ﮐﺮﺑـــــــلا " ....

@alharam1390
3 دیدگاه · 1393/08/17 - 23:28 5 + / 0 -
امضا: اللهم اجعلنی من محبین محمد(ص) و آل محمد(ص)
خادمة الزهرا
cqlpq6v8be3kexkp51jy.jpg خادمة الزهرا
در روایات آمده است که ام البنین (س) در مدینه بارها و بارها
به خانه ی رباب می آمد و می گفت:
« رباب پسرم عباس را حلال کن ،
عباس رفت برای اصغر تو آب بیاورد اما نتوانست »

┘◄ یا ابوالفضل العباس (ع)
┘◄ یا باب الحوائج
رحم الله من ناد یا عمی العباس
... ادامه
دیدگاه · 1393/08/17 - 23:19 4 + / 0 -
امضا: اللهم اجعلنی من محبین محمد(ص) و آل محمد(ص)
خادمة الزهرا
siPRyHOU_535.jpg خادمة الزهرا
مواظب باشید!
مواظب پایتان باشید!
شرح در عکس
دیدگاه · 1393/08/17 - 23:12 4 + / 0 -
امضا: اللهم اجعلنی من محبین محمد(ص) و آل محمد(ص)
خادمة الزهرا
خادمة الزهرا
بهشت فروشی
هر وقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می آمد. در ساحل می نشست و به آب نگاه می کرد. پاکی و طراوت آب، غصه هایش را می شست. اگر بیکار بود همانجا می نشست و مثل بچه ها گِل بازی می کرد.


آن روز هم داشت با گِل های کنار رودخانه، خانه می ساخت. جلوی خانه باغچه ایی درست کرد و توی باغچه چند ساقه علف و گُل صحرایی گذاشت.

ناگهان صدای پایی شنید برگشت و نگاه کرد. زبیده خاتون (همسر خلیفه) با یکی از خدمتکارانش به طرف او آمد. به کارش ادامه داد. همسر خلیفه بالای سرش ایستاد و گفت:


- بهلول، چه می سازی؟

بهلول با لحنی جدی گفت:

- بهشت می سازم.



همسر هارون که می دانست بهلول شوخی می کند، گفت:

- آن را می فروشی؟!

بهلول گفت:

- می فروشم.




- قیمت آن چند دینار است؟

- صد دینار.

زبیده خاتون گفت:

- من آن را می خرم.




بهلول صد دینار را گرفت و گفت:

- این بهشت مال تو، قباله آن را بعد می نویسم و به تو می دهم.

زبیده خاتون لبخندی زد و رفت.



بهلول، سکه ها را گرفت و به طرف شهر رفت. بین راه به هر فقیری رسید یک سکه به او داد. وقتی تمام دینارها را صدقه داد، با خیال راحت به خانه برگشت.

زبیده خاتون همان
... ادامه
امضا: اللهم اجعلنی من محبین محمد(ص) و آل محمد(ص)
صفحات: 1 2 3 4 5