قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
patch2image.php.jpg fab5890d8113.jpg 355__580x540_tolid-meli.jpg 1393431236-13921207183613188_PhotoL.jpg
صفحه 21

توسط 16 کاربر لایک شده‌

مشخصات

موارد دیگر
صفحه 21
وضعيت: (غایب)
807 دیدگاه
1465.5 امتیاز
1362-06-25
m -

دنبال‌کنندگان

(73 کاربر)

گروه ها

مدال و افتخارات

کد QR شخصی

[توضیحات]
صفحه 21 کسی را به جامعه مجازی بهشت معرفی نکرده است.
برای دعوت کاربران ومعرفی جامعه مجازی بهشت از بخش ارسال دعوتنامه اقدام نمایید.

برچسب ‌های کاربردی

صفحه 21
صفحه 21
گفتاری از وحید جلیلی در باره کَدخدایی و کُدخدایی؛
حزب الله در برابر کَدخدایی وکُدخدایی/ کُدخداها در پازل کَدخدا هستند و دارند "اصول" گرایی را به ضد خودش تبدیل می کنند/ بر زمین ماندن فریادها و دست به دست شدن کدها
... ادامه
[لینک]
دیدگاه · 1394/05/26 - 09:31 4 + / 0 -
امضا: نورباران
صفحه 21
صفحه 21
به مناسبت پایان شعبان‌المعظم و در آستانه ورود به ماه مبارک رمضان، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بخشی از بیانات ایشان را در جمع کارکنان وزارت اطلاعات در تاریخ ۱۳۸۳/۷/۱۳، منتشر کرد:

از این فرصتها استفاده کنید. الان ماه شعبان متأسفانه دارد تمام می‌شود. ماه شعبان، ماه دعا و ماه عبادت است. در همین صلواتی که در مفاتیح مقرر است: «الذی کان رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌واله) یدأب فی صیامه و قیامه فی لیالیه و ایامه بخوعا لک فی اکرامه واعظامه الی محل حمامه»؛ پیغمبر تا دم مرگ، تا آخر عمر، ماه شعبان را بزرگ می‌داشت و در مقابل ماه شعبان خضوع می‌کرد و عادت داده بود خودش را به صیام و قیام در ماه شعبان. در دنباله‌ی این صلوات هست که: «اللهم فاعنا علی الاستنان بسنته فیه»؛ از خدا می‌خواهد که ما را هم موفق بدار که همان سنت پیغمبر را در ماه شعبان رعایت کنیم. این ماه شعبان - حتماً می‌دانید دیگر - دالان و دهلیز ماه رمضان است. ماه رمضان تالار ضیافت الهی است؛ یک تالار عظیم که اگر کسی وارد آن تالار شد و به خود فرصت داد و همت کرد که از آنچه در آن‌جا خدای متعال آماده کرده، به خودش بهر
... ادامه
2 دیدگاه · 1394/03/19 - 10:02 9 + / 0 -
امضا: نورباران
صفحه 21
صفحه 21
در این باره از حضرت محمد (ص) نقل شده است که مَن مَلَاءَ عَینَهُ مِن حَرامٍ مَلَاءَ اللهُ عَینَهُ یَومَ القِیمَةِ مِنَ النّارِ اِلا اَن یتوُبَ وَ یَرجَعَ؛ هر کس چشمش را از نگاه به نامحرم پر کند، خداوند در روز قیامت چشمش را از آتش پر می کند؛ مگر اینکه توبه نماید و از اعمال خویش بازگردد؛ و نیز در جای دیگر می فرمایند: برای هر یک از اعضای انسان زنای خاصی است و همانا زنای چشم، نگاه (به نامحرم) است.
علاوه بر این امیرالمؤمنین علی (ع) فرموده اند: عِمَی البَصَرِ خَیرٌ مِن کَثیر النَّظَرِ؛ نابینا بودن، بهتر از نگاه های نامشروع است؛ و نیز آمده است در میان اعضای بدن حریص تر و قدر نشناس تر از چشم وجود ندارد؛ لذا مواظب باشید و هر چه را او طلب می کند نظاره نکنید، چرا که شما را از یاد خداوند متعال غافل می سازد.
همچنین از وصیت های امام صادق (ع) به عبدالله بن جندب است که ایشان فرمودند: حضرت عیسی (ع) به یارانش می فرمود: از نگاه کردن به نامحرم بپرهیزید، زیرا نگاه بذر شهوت را در دل شخص می پاشد و مقدمات گمراهی و بدبختی او را فراهم می سازد.

پی نوشت ها:
۱- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰۴: ۳۲، ۴۲.
۲- مستدرک ال
... ادامه
دیدگاه · 1394/03/19 - 09:58 7 + / 0 -
امضا: نورباران
صفحه 21
صفحه 21
چشم وا کن اخوی! خوب ببین یار کجاست
نخل بسیار ولی میثم تمار کجاست؟
أین عمّار؟ کجایید جوانان وطن؟
أین عمّار؟ بیایید جوانان وطن
ما محال است که از بیعتمان برگردیم
تا که مثل پسر فاطمه بی سر گردیم
بعد از این شام سیه بار سحر می آید
یوسف گم شده دارد ز سفر می آید
یادمان هست که مدیون شهیدان هستیم؟
اهل جمهوری اسلامی ایران هستیم؟
... ادامه
دیدگاه · 1394/03/17 - 10:02 7 + / 0 -
امضا: نورباران
صفحه 21
صفحه 21
ﻣﺎ ﺳَﻤﺖِ ﻫَﺮ ﺑَﻨﯽ ﺑَﺸَﺮﯼ ﻭِﻝ ﻧﻤﯿﺸﻮﯾﻢ!!!
ﯾﺎﻣِﺜﻞِ ﻗِﺒﻠﻪ ﻫﺎ ﮐَﺞ ﻭﻣﺎﯾِﻞ ﻧﻤﯿﺸﻮﯾﻢ!!!

ﻣﺎﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﺯِ ﺭﻭﺯِ ﺍَﺯﻝ ﻗُﻮﻝ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﯾﻢ
ﺍﺻﻼًﺑِﺪﻭﻥِ ﺗُﺮﺑﺖِ ﺗﻮ، ﮔِﻞ ﻧﻤﯿﺸﻮﯾﻢ!!!

ﺩﺭﮔﯿﺮ ﻭ ﺩﺍﺭِ ﺯﻧﺪﮔﯽِ ﺭﻭﺯﻣَرِّﮔﯽ
ﺟُﺰﮐﺎﺭِﻧﻮﮐﺮﯼ ﺗﻮﺷﺎﻏﻞ ﻧﻤﯿﺸﻮﯾﻢ!!!

ﻣﺎﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﻧِﺮﺥِ ﺣَﻀﺮﺕِ ﺍَﺭﺑﺎﺏ ﻣﯿﺨﻮﺭﯾﻢ
ﺁﻗﺎﮐﺮﯾﻢ ﺁﻣﺪﻩ، ﺳﺎﺋﻞ ﻧﻤﯿﺸﻮﯾﻢ!!!

ﺩَﺭﮐَﺸﺘﯽِ ﻧِﺠﺎﺕِ ﺗﻮﺭﺍﺣَﺖ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﯾﻢ
ﺑﯽ ﻧﺎﺧُﺪﺍ ﮐﻪ ﻭﺍﺭﺩِ ﺳﺎﺣِﻞ ﻧﻤﯿﺸﻮﯾﻢ!!!

ﻣَﺤﺼﻮﻝِ ﺍَﻫﻞِ ﺑِﯿﺖِ ﺧُﺪﺍ ﺷﯿﻌﻪ ﺷُﺪ ﻭَﻟﯽ
ﺑﯽ ﻣُﻬﺮِﻣِﻬﺮﻓﺎﻃِﻤﻪ ﺣﺎﺻِﻞ ﻧﻤﯿﺸﻮﯾﻢ!!!

ﺁﻧﺠﺎﻏَﺪﯾﺮﺑﻮﺩ، ﮐَﻤﯽ ﺷُﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷُﺪ
ﻣﺎﺑﯿﺨﯿﺎﻝِ ﺯﯾﻨﺐ ﻭﻣَﺤﻤﻞ ﻧﻤﯿﺸﻮﯾﻢ!!!

ﺁﻗﺎﮔﺮﻭﻩ ﺧﻮﻧﯽِ ﻣﺎﺧﺎﮎ ﮐﺮﺑَﻼﺳﺖ
ﮐﯽ ﮔُﻔﺘﻪ ﺑﺎﺷُﻤﺎﻫﻤﻪ ﯾِﮑﺪِﻝ ﻧﻤﯿﺸﻮﯾﻢ؟!!!

ﭘﯿﻮَﻧﺪﻗَﻠﺐِ ﻣﺎﺑﻪ ﺷُﻤﺎﭘَﺲ نمیخورد
هَمخون ﺷُﺪﯾﻢ ﻭ ﻧﺎﻣُﺘﻌﺎﺩِﻝ ﻧﻤﯿﺸﻮﯾﻢ!!!

ﺍِﺫﻥ ﺩُﺧﻮﻝِ ﻗَﻠﺐِ ﺗﻮﭼَﺸﻤﺎﻥ ﺧﯿﺲِ ﻣﺎﺳﺖ
ﻣﺎﺑﯽ ﺍﺟﺎﺯﻩِ ﺗﻮﮐﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﻧﻤﯿﺸﻮﯾﻢ!!!

ﻣﺎﻣﻮﺭِ ﻗَﺒﺾِ ﺭُﻭﺡِ ﺧُﺪا! دورِما نَگرد
ﻣﺎ ﮐَﺮﺑَﻼ ﻧَﺪﯾﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﻃِﻞ نمیشویم!!!
انت فی قلبی ارباب جانم
... ادامه
دیدگاه · 1394/03/17 - 09:59 6 + / 0 -
امضا: نورباران
صفحه 21
صفحه 21
دل است و قاعدتاً بی «قرار» تنگ شده
چقدر چشم که از انتظار تنگ شده...
مجال حق که در این اضطرار تنگ شده
مگر به اذن شما باز هم وسیع شود
مقام معتبری که «پدر» در آن زاده‌ست
میانِ فتنه‌گرانی غریب افتاده‌ست
به جز شما چه کسی لحظه لحظه آماده‌ست
که در مجاورتِ «کعبه» مستطیع شود
سپاهِ غارتِ رجّاله‌های هیچ‌‌پَرست
شبیه لشکرِ ابلیس از زمانِ الست
به قصد کشتنِ جانِ اویس آمده است
مگر به یُمنِ سلاح شما مطیع شود
هزار سال و فراوان مدار رفته چنین
چه نخ‌نما شده پیراهنِ چروکِ زمین
فقط به دوش کشیده در آرزوی همین
که با حضور شما مطلقاً بدیع شود
اسیر و خسته و بیزار از نشیب و فراز
میان آتش و خون مانده گرمِ راز و نیاز
که ذرّه ذرّه‌ی خاکش دعا کند تا باز
به پای پرچمتان قلّه‌ای رفیع شود
چه ظلم‌ها که به هر جا رسیده دست به دست
تمام متّهمان از سرابِ سیطره، مست
دهانِ خشکِ حقیقت چقدر منتظر است...
که پای چشمه‌ی امکانتان رضیع شود
از این هوای هیاهوی و های، أینَ مَفَر؟
نمانده است از آوازه‌ی پرنده اثر
جهانِ کر شده از بوق و از دروغ
به استعانتِ «من مهدی‌ام» سمیع شود
شبانه‌روز پریشان و بی‌حصار، بشر
میان فاجعه جان می‌دهد خطر به خطر
... ادامه
1 دیدگاه · 1394/03/16 - 14:15 6 + / 0 -
امضا: نورباران
صفحه 21
صفحه 21
دکتر وحید یامین پور
از حرم امام تا "خمینی پالاس"!
تصاویری که از حرم جدید امام راحل منتشر شده نه نشانی از "حرم" دارد نه از "امام"؛ در وجه زیبایی شناختی فاقد هرگونه عنصر معماری اسلامی و در وجه نشانه شناختی محروم از نشانگان بارگاه است. حرم نیست گویا تالار عروسی است که برای تیمن و تبرک با آیاتی از قرآن "تزیین" شده است. وجه تزیینی دین، آنرا در حد یک کاغذ رنگی تنزل می دهد. همانطور که آیات الهی در میان انبوهی از زرق و برق تصنعی گم می شود و به جای آنکه دل را بیاراید، چشم را پر میکند، خمینی نیز از امام بودن به پادشاه تنزل می یابد.

برای امام مستضعفان و پابرهنگان بارگاه نساخته اند که تالار شاهی ساخته اند . تاریخ این مونومان را احتمالا "خمینی پالاس" خواهد نامید و امام را در عداد شاهان و سلاطین قرار خواهد داد. آنگاه هیچ کس ماهیت عدالتخواهانه و مردمی انقلاب را باور نخواهد کرد. "خمینی پالاس" آغاز ریشه سوزی تمدنی از انقلاب اسلامی است. بنای باشکوه بنیانگذار انقلاب به جای اینکه نشانی از ارادت امتش داشته باشد نشانگر قلابی بودن اصل انقلاب خواهد بود؛ سالهاست کودکان را به قصرهای مجلل شاه می بریم تا دلیل
... ادامه
دیدگاه · 1394/03/16 - 11:38 7 + / 0 -
امضا: نورباران
صفحه 21
صفحه 21
بي سبب نيست ڪ از شام به عراق آمده ايد

حضرت عمه سادات ، برادر دارد

و شما ڪمتر از آنيد حسين تيغ ڪشد

ڪمتر از آنڪہ علمدار ، علم بردارد

ما جوانان بني فاطمي اربابيم

بي حيا ! عمه ما مالك اشتر دارد

ايل ما ايل عجم هاست ، ڪ يك ڪودك ما

جگري با جگر شير برابر دارد

نه عراق است و نه سوريه ، خيالت راحت

ڪشور ضامن آهوست ، بزرگتر دارد

واي اگر گرد و غباري به حرم بنشيند

تيغ ما شوق به انداختن سر دارد

بايد اين شهر به آرامش خود برگردد

ڪ شب جمعه حرم روضه مادر دارد *
... ادامه
دیدگاه · 1394/03/10 - 15:06 5 + / 0 -
امضا: نورباران
صفحه 21
صفحه 21
همه گرد هم آمدیم با هم / به تولای فاتح خیبر
باز پیمان خویش تازه کنیم / در همین ابتدا با رهبر
ای بزرگ آیت خراسانی / با شماییم تا دم آخر
و به عشق شما آمده امروز / این همه لشکر
ذره ای عجز را در این میهن / ما اجازه نمی دهیم اصلا
با ولای علی و آل علی / از نژاد بزرگ سلمانیم
در حسینیه ها حسینی محض / بوده ایم و همیشه می مانیم
همه در کشور امام رضا(ع)/ پیرو سید خراسانیم
داغداران حضرت مادر/ از غم لاله ها پریشانیم
ای دشمن خدانشناس / ما زن و مرد مرد میدانیم
تو که خوب میشناسیمان/ شیر مردان خاک ایرانیم
دل رحیمیم و مهربان با هم/ اما با تو خروشنده تر ز طوفانیم
شب اگر اشک ریز و سینه زنیم / روزها مثل شیرغرانیم
به خدا گر پا دهد یک روز / رگ نحس تو را بخشکانیم
تو اگر شمر یا معاویه ای / ما همه ذوالفقار برانیم
ذره ای عجز را در این میهن / ما اجازه نمی دهیم اصلا
آمریکا! روح شیطان در آشیانه توست/ ورد ابلیسیان ترانه توست
هرکجا هست آتش افروزی/ نام ننگین تو نشانه توست
سگ زنجیری تو اسرائیل/ دست آموز آستانه توست
آتش جده، سوریه ویمن/ کار وحشیانه توست
ظلم و جور و قتل و خونریزی / کوله باری که بر روی شانه توست
تو ک
... ادامه
دیدگاه · 1394/03/9 - 14:32 5 + / 0 -
امضا: نورباران
صفحه 21
صفحه 21
یکی ازشاگردان آیت الله مجتهدی تعریف میکند که
یک روز با اصرار بعد از کلاس درس استاد را برای ناهار به منزل خودمون بردم، بعد از یک بار غذا کشیدن از من خواست دوباره برایشان غذا بکشم، خیلی تعجب کردم اما چیزی نگفتم، بعد از جمع کردن سفره طاقت نیاوردم از ایشان پرسیدم حضرت استاد ببخشید که ازتون این سوال رو میپرسم، آخه شما اهل غذا نیستید چطور دوبار غذا کشیدید؟ البته برای من باعث افتخار و خوشحالیست...

استاد فرمودند سوال رو از من کردی برو جوابشو از خانومت بگیر.
رفتم از همسرم پرسیدم موقع پختن غذا چه کردی؟ کمی فکر کرد و گفت باوضو بودم.
رفتم به ایشان گفتم خانومم باوضو بوده.
فرمودند اینکه کار همیشگی شان است، بپرس دیگر چکار کرده؟
رفتم پرسیدم، خانومم کمی فکر کرد و گفت وقتی داشتم غذا میپختم کمی باخودم روضه سیدالشهدا رو زمزمه کردم و قطره اشکی هم ریختم.
نزد استاد رفتم و اینرا گفتم.
لبخندی زدند و گفتند بله دلیل رفتارم این بود.
اگر نیت کنید ثواب اين غذاي امروز نذر يكي از ائمه شود،آنوقت هم آشپزي برايت دلنشين تر است،هم اينكه خانواده هر روز سر سفره يكي از ائمه نشسته اند.
... ادامه
1 دیدگاه · 1394/03/5 - 14:14 6 + / 0 -
امضا: نورباران
صفحه 21
صفحه 21
راننده تاکسی بدون مسافر داشته میرفته،یهو کنار خیابون یه مسافر مرد با قیافه ی مذهبی میبینه کنار میزنه سوارش میکنه و مسافر صندلی جلو میشینه.
یه دقیقه بعد مسافر از راننده تاکسی میپرسه:آقا منو میشناسی؟
راننده میگه: نه
چند متر جلوتر راننده واسه یه مسافر خانوم که دست تکون میده نگه میداره و خانومه عقب میشینه.
مرد مسافر دوباره از راننده میپرسه منو میشناسی؟
راننده میگه: نه شما ؟
مسافر مرد میگه: من عزرائیلم
راننده میگه: برو بابا اُسکول گیر آوردی !!!
یهو خانومه از عقب به راننده میگه: ببخشید آقا شما دارین با کی حرف میزنین؟
راننده تا اینو میشنوه ترمز میزنه از ترس فرار میکنه!!!
بعد زن و مرده با هم ماشینو میدزدن.خخخخخخخخ
... ادامه
1 دیدگاه · 1394/03/5 - 11:22 5 + / 0 -
امضا: نورباران
صفحه 21
صفحه 21
به جاي وثوق الدوله بخوانيد حسن روحاني :/
ایران را ارزان فروختید!
وثوق الدوله: «شنیده‌ام شما با قرارداد تنظیمی (قرارداد 1919) بین ما و دولت انگلیس مخالفت کرده‌اید!»
سید حسن مدرس: «بله.»
وثوق‌الدوله: «آیا قرارداد را خوانده‌اید؟»
مدرس: «نه!»
وثوق‌الدوله با تعجب جواب داد: «پس به چه دلیل مخالف‌ید؟»
مدرس: «قسمتی از قرارداد را برای من خوانده‌اند، جمله‌ی اول‌ش که نوشته بودید دولت انگلیس استقلال ما را به رسمیت شناخته است، آقا! انگلیس کیست که استقلال ما را به رسمیت بشناسد؟ آقای وثوق! چرا شما این قدر ضعیف هستید!»
وثوق‌الدوله که دستپاچه شده بود گفت: «آقا به ما پول داده‌اند!»
سید فریاد زد:‌ «آقای وثوق الدوله، شما اشتباه کرده‌اید، ایران را ارزان فروختید!»
... ادامه
دیدگاه · 1394/03/5 - 11:16 4 + / 0 -
امضا: نورباران
صفحه 21
صفحه 21
ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ ﻳﺎﺭﻭ ﺭﻓﺘﻪ ﺩﺑﻰ ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﻛﺴﻰ ﺷﺪﻩ، ﻣﻮﻗﻊ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻋﺮﺑﻰ ﭼﻪ
ﺟﻮﺭﻯ ﺑﮕﻪ ﭘﻴﺎﺩﻩ ﻣﻴﺸﻢ، ﺯﺩﻩ ﺭﻭ ﺷﻮﻧﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﮔﻔﺘﻪ :
ﺩﺍﺩﺍﺵ ...
.
.
.
.
.
.
.

ﺻَﺪَﻕَ ﺍﻟﻠﻪُ ﺍﻟْﻌَﻠﻰُ ﺍﻟْﻌَﻈﻴﻢ
... ادامه
دیدگاه · 1394/03/5 - 11:15 6 + / 0 -
امضا: نورباران
صفحه 21
صفحه 21
به غیر سجده، نصیبم ز خاک چیزی نیست*
*مثنوی تازه ای از علی محمد مودب*


سکوت وارم و دانی که حرف‌­ها دارم
بسا حکایت ناگفته با شما دارم


پر از شکایتم از کربلای چار به بعد
و از شکفتن گل­‌های بی قرار به بعد


مرا مبین که چنین آب رفته لبخندم
هنوز غرقه امواج سرد اروندم


هنوز در شب والفجر هشت مانده دلم
که از رها شدن دست همرهان خجلم


در این شبانه که غواص درد مواجم
به دستگیری یاران رفته محتاجم


اگرچه دور گمانم نبود دیر شوید
قرار بود شهیدانه دستگیر شوید


جهان همیشه همین است موج از پی موج
گذشتنی است شهیدانه فوج از پی فوج


اگر چه حلقه آن دست‌های خسته گسست
گذشته اند ز دنیا به رقص، دست به دست


زمانه چیست؟ همین هیچ، ازدحام بلاست
زمینه اَتن جامیان جام بلاست


زمین زمینه رقصی است مست و دست به دست
همین میانه میدان، در این مجال که هست


در این جهان که به جز های و هو صدایی نیست
به جز میانه میدان جنگ، جایی نیست


به جز دو راهی تسلیم و جنگ راهی نه
به جز نگاه خدا، هیچ سو نگاهی نه


تویی و قبضه شمشیرت و رهایی­ها
وگرنه کاسه چشمی پر از گدایی­ها


نه مهربان­تری از نطق ذوالفقا
... ادامه
4 دیدگاه · 1394/03/4 - 09:47 4 + / 0 -
امضا: نورباران
صفحه 21
صفحه 21
دغدغه‌های فانتزی!(یادداشت روز)
[لینک]
دیدگاه · 1394/02/16 - 08:42 5 + / 0 -
امضا: نورباران
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15