قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
1368849878544059_orig.jpg
ماریا

توسط 2 کاربر لایک شده‌

مشخصات

موارد دیگر
ماریا
وضعيت: (غایب)
2 دیدگاه
5 امتیاز
0000-00-00

دنبال‌کنندگان

(33 کاربر)

گروه ها

(35 گروه)

مدال و افتخارات

کد QR شخصی

[توضیحات]
ماریا کسی را به جامعه مجازی بهشت معرفی نکرده است.
برای دعوت کاربران ومعرفی جامعه مجازی بهشت از بخش ارسال دعوتنامه اقدام نمایید.

برچسب ‌های کاربردی

ماریا
1368849878544059_orig.jpg ماریا
تنها که میشوم قدر این قلم را خوب می فهمم
می نویسم... تنها برای آقای رئوفی که نذر رسیدن به مراد دلم، پابوس اوست
آقایی که پیچک خواسته ام را گره زدم به پنجره فولادش
و دستم بر سینه میگذارم و از همین راه دور سلامش میکنم
آقا منتظر جوابم...
که جواب سلام واجب است!
... ادامه
1 دیدگاه · 1392/06/25 - 22:20 در یا امام رضا 10 + / 0 -
امضا:
قاصدک
قاصدک
ادامه ی نگاه جالب یک زن به مردان...

توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دل داریمان بدهند، خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه ما را با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند و دوست های دوران مجردی شان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع قربان صدقه مان بروند و هیچ زن زیباتری را اصلا نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند!

مردها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است.
وقت هایی که داد میزنند وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند وقت هایی که چک شان پاس نمیشود وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمی دهند وقت هایی که عرق کرده اند وقت هایی که کفش شان کثیف است تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین.
... ادامه
1 دیدگاه · 1392/06/18 - 21:10 در همسرانه 6 + / 0 -
این ارسال را بازنشر کرده است.
امضا:
ماریا
ماریا
سلام منماریاهستم از اعضای جدید #میکروبلاگ #بهشت آنلاین خوشحال میشم دنبالم کنید{-117-}ممنون
دیدگاه · 1392/06/8 - 18:24 2 + / 0 -
امضا:
عُرْوَةُ الْوُثْقَىَ ೋღ
1368076549209939_large.jpg عُرْوَةُ الْوُثْقَىَ ೋღ
ناهار خونه پدرش بودیم.همه دور تا دور سفره نشسته بودن و مشغول غذا خوردن. رفتم تا از آشپزخونه چیزی برای سفره بیارم.چند دقیقه طول کشید. تا برگشتم نگاه کردم دیدم آقا

مهدی دست به غذا نزده تا من برگردم و با هم شروع کنیم. این قدر کارش برام زیبا بود که تا الان تو ذهنم مونده. شهید مهدی زین الدین/یادگاران،ص19
... ادامه
2 دیدگاه · 1392/05/30 - 00:05 در همسرانه 11 + / 0 -
این ارسال را بازنشر کرده است.
امضا: