قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
درمحضربزرگان دین
توضیحات گروه :
مذهبی، اخلاقی، فرهنگی اجتماعی

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

درمحضربزرگان دین

گروه عمومی · 71 کاربر · 257 پست
دایی حسن
4d863ec7b2f8fee99ae75f14086b2db5.jpeg دایی حسن
حضرت آیت الله مجتهدی می فرمایند: به دو علت موعظه و پند و اندرز، درمردم تأثیر نمی کند، یکی اینکه طرف مقابل زمینه پذیرش سخنان خوب را ندارد مثال یزیدها و معاویه ها، اگر چه بزرگوارانی مثل امام حسین و یا امیرمؤمنان(ع) موعظه کنند اثر نمی کند، و دوم اینکه گویندۀ موعظه، خود اهل عمل نیست هنوز نتوانسته است خود را بسازد و گناهان را ترک کند و تقوای الهی را رعایت نماید لذا طرف مقابل وقتی که از او احکام حلال و حرام را می شنود، و عملاً می بینید که خود خطیب مبتلا به افعال حرام است مثل غیبت کردن و دیگر رذائل اخلاقی، کلام خطیب در او تاثیری نخواهد داشت.
... ادامه
خادم هیأت بهشت دیدگاه · 1392/11/8 - 15:18 در درمحضربزرگان دین 6 + / 0 -
امضا: اللهم صل علی فاطمة وأبیها وبعلها وبنیها والسرّ المستودع فیها بعدد ما أحاط به علمک...
از نام تــ♥ــو لـبـریـز...
images از نام تــ♥ــو لـبـریـز...
آیت الله سید رضا بهاء الدینی :
ما شش ماهگی را یادمان هست و از سنین یکی، دو سالگی مطلب را می فهمیدیم و اینجور کارها را از وجعش (دردش) خائف و ناراحت بودیم، اما کاری نمی توانستیم بکنیم.

آن طوری که به ما گفته اند تاریخ ولادت ما، 1327 هجری قمری بوده است، ولی ما از سنین یک سالگی را در خاطر داریم. من تقریباً یک ساله بودم و در گهواره، در آن ایام به خیارک مبتلا شدم ( خیارک دمل بزرگی است که باید جراحی شود ). جراح آمد تا جراحی کند، اطرافیان ما که متوحش بودند از دور گهواره ما رفتند؛ چون طاقت نداشتند ببینند.
ما این مطلب را می فهمیدیم. جراح نیشتر را زد و ما راحت شدیم.
مرحوم حاج آقا حسین (اخوی) سه سال از ما کوچکتر است و کاملاً تولدش را من یادم هست. کجا نشسته بودم، کجا مرا خواباندند، کجا متولد شد.

ایشان گریه می کرد آنها چه می کردند، همه را مثل این که با بچگی ضبط کردم. یعنی مشاهده می کردم و می فهمیدم.
... ادامه
امضا: خواهد آمد مرهم زخم علي مرتضي در کوچه ها...
از نام تــ♥ــو لـبـریـز...
DSC_0584.jpg از نام تــ♥ــو لـبـریـز...
علمای استان اصفهان...
علمای شهر ما هم هستن توش، ردیف سوم... :)

*پوستر نصب شده در حوزه علمیه اصفهان
امضا: خواهد آمد مرهم زخم علي مرتضي در کوچه ها...
از نام تــ♥ــو لـبـریـز...
DSC_0580.jpg از نام تــ♥ــو لـبـریـز...
علمای استان اصفهان...

*پوستر نصب شده در حوزه علمیه اصفهان
امضا: خواهد آمد مرهم زخم علي مرتضي در کوچه ها...
از نام تــ♥ــو لـبـریـز...
از نام تــ♥ــو لـبـریـز...
استاد بزرگ آیت الله بهجت، مرحوم غروی کمپانی (آیت الله کمپانی اصفهانی) که از لحاظ علمی در سطح بالایی بود، در مجالس روضه ابا عبدالله (ع) پای سماور می‌نشست و چای می‌داد...

حجت‌الاسلام والمسلمین علی بهجت
... ادامه
امضا: خواهد آمد مرهم زخم علي مرتضي در کوچه ها...
از نام تــ♥ــو لـبـریـز...
از نام تــ♥ــو لـبـریـز...
آیت الله بهجت :
گریه بر سیدالشهدا (ع) از افضل مستحبات باشد. گریه بر سیدالشهدا (ع) از همه مستحبات بالاتر است حتی از نماز شب! چون نماز شب حالتی جسمی دارد ولی گریه بر سیدالشهدا (ع) رقّت روحی است و عامل آن، آن را در درون انسان به وجود آورده است. کلید آن از نهان قلب خورده است و این خیلی ارزشمند است.

آیت الله بهجت، 50 سال هر هفته مراسم داشتند و خودشان جلوی در می‌نشستند!!
... ادامه
امضا: خواهد آمد مرهم زخم علي مرتضي در کوچه ها...
از نام تــ♥ــو لـبـریـز...
از نام تــ♥ــو لـبـریـز...
رفاقت با حضرت ولي عصر (عج الله تعالي فرجه الشريف) در سايه توسل به ايشان

مرحوم آية الله سيد عبدالكريم كشميري(ره): روزي يك ساعت با حضرت خلوت كنيد، در جاي خلوت «زيارت سلام علي آل ياسين» بخوانيد، المستغاث بك يابن الحسن و المستعان بك يابن الحسن به عدد زياد بگوئيد. يا صاحب الزمان أدركني يا صاحب الزمان أغثني بگوئيد. توسل به او پيدا كنيد تا رفاقت با حضرت زياد شود.
... ادامه
امضا: خواهد آمد مرهم زخم علي مرتضي در کوچه ها...
از نام تــ♥ــو لـبـریـز...
از نام تــ♥ــو لـبـریـز...
خوی مردان خدا

آورده اند که چند یار در صحبت ابراهیم ادهم بودند و ابراهیم از راه کشت یا درو و یا باغبانی طعامی به دست می آورد و به شب با ایشان افطار می کرد.
روزی به صحرا رفته بود و دیر بماند. یاران گفتند «بیایید بی او افطار کنیم، باشد که پس از این زودتر بیاید.» چیزی بخوردند و خفتند. چون ابراهیم بازگشت و ایشان را خفته یافت، رحمش آمد و گفت: «مسکینان چیزی نخورده اند و گرسنه خفته.»
درحال آرد پاره ای خمیر کرد و خواست تا آتش برافروزد، محاسن بر خاک نهاده بود و در آتش می دمید. ایشان گفتند :«ما افطار کرده ایم.» ابراهیم گفت :«پناشتم که گرسنه خفته اید و چیزی نیافته.» ایشان گفتند :«ببین ما با او چه کرده ایم و او با ما چه می کند؟»
... ادامه
امضا: خواهد آمد مرهم زخم علي مرتضي در کوچه ها...
ڪربلایے بهشتـ♥ـے
A0381115.jpg ڪربلایے بهشتـ♥ـے
مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی می‌گوید: دزدی به خانه روضه‌خوانی رفت و اثاثیه را جمع کرد و گفت: «یا علی»! ناگهان صاحبخانه از خواب بیدار شد و گفت: کجا؟ من عمری با «یا حسین، یا حسین» اینها را جمع کرده‌ام، تو با یک «یا علی» می‌خواهی همه را ببری!
... ادامه
مدیر کل 1 دیدگاه · 1392/09/20 - 23:46 در درمحضربزرگان دین 11 + / 0 -
امضا: در باب وسائل الله باید این جمله سر در هیئت ها نوشته شود که: نزدیک ترین راه به الله، حسین علیه‌السلام است.
نگاه منتظر
600m6cuxwo4jvg3yt964th.jpg نگاه منتظر
زن بد نعمت است
مرحوم مقدس اردبیلی زنی داشتند که ایشان را دائما میکوبید و به ایشان ناسزا میگفت! شخصی روزی نزد مقدس رفت و به ایشان گفت: این زن شایسته شما نیست شما با این بزرگی حیف است چنین همسری داشته باشید. طلاقش دهید و راحت شوید!!!
مقدس اردبیلی فرمود: این زن برای من نعمت است؛ چرا که وقتی بیرون از خانه همه من را بزرگ میشمارند احساس بزرگی میکنم؛ و وقتی به خانه می آیم این زن مرا ذلیل میکند و به من میفهماند که هیچ نیستم و بزرگ فقط خداست و مرا از خطر نفس دور میکند.


چرا بعضیها مسلمونها را به مرد سالاری متهم می کنند و احکام دین را به احکام مرد سالارانه! این در حالی است که بزرگان ما به همسرانشان احترام خاصی می گذاشتند.
... ادامه
امضا: یازهرا(س) مددی ام ابیها مددی
ڪربلایے بهشتـ♥ـے
IMG13114362.jpg ڪربلایے بهشتـ♥ـے
دکتر غلامرضا جعفری، فرزند علامه جعفری خاطره‌ای را از ایشان در کتاب «امام حسین (ع) فرهنگ پیشرو انسانیت» نقل کرده و از آخرین ساعات عمر علامه جعفری نوشته است که: «چون علامه دچار سکته مغزی شده بود و قدرت تکلم نداشت در آخرین لحظه های عمرشان با ایما و اشاره از من می خواستند که چیزی را بر ایشان بیاورم ولی من هر چه تلاش می کردم نمی فهمیدم که ایشان چه خواسته ای دارند، یک پارچه سبزی بود که یکی از دوستان علامه چند ماه قبل از کربلا آورده بود و به ضریح مطهر امام حسین (ع) متبرک شده بود، من متوجه شدم که علامه آن پارچه را می خواهند به سرعت از بیمارستان خارج شدم تا آن پارچه سبز را بیاورم رفت و برگشت حدود یک ساعت طول کشید و من وقتی به بیمارستان رسیدم ایشان، تمام کرده بودند و دکتر ها پارچه سفیدی را به سرش کشیده بودند، از اینکه نتوانسته بودم این خواسته استاد را به موقع اجابت کنم خیلی متاثر شدم پارچه سفید را کنار زدم و پارچه متبرک شده را روی صورت علامه گذاشتم؛ در کمال تعجب مشاهد کردم که ایشان چشمانشان را باز کرده و لبخندی زدند و برای ابد چشمانشان را بستند.»
... ادامه
[لینک]
مدیر کل دیدگاه · 1392/08/28 - 12:18 در درمحضربزرگان دین 7 + / 0 -
امضا: در باب وسائل الله باید این جمله سر در هیئت ها نوشته شود که: نزدیک ترین راه به الله، حسین علیه‌السلام است.
قاصدک
قاصدک
از شیخ بهایی پرسیدند: خیلی سخت می گذرد، چه باید کرد ؟

شیخ گفت: خودت که می گویی، سخت می گذرد، سخت که نمی ماند !
پس خدا رو شکر که می گذرد و نمی ماند ...
... ادامه
امضا:
قاصدک
قاصدک
قیمت تو به اندازه خواست توست،
اگه خدا را بخواهی، قیمت تو بی نهایت است
و اگر دنیا را بخواهی، قیمت تو همان است که خواسته ای!

امضا:
حلما
حلما
بچه های کوچک با دست و پایشان بازی می کنند ،
ولی دلشان مرتّب است
و همراهشان است ؛
...
امّا بزرگتر ها دست و پایشان خیلی منظّم است ،
ولی دلشان بازی می کند
و همراهشان نیست ...
مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی
... ادامه
امضا: خدایا مرا پاکیزه بپذیر...
حلما
حلما
هر وقت در زندگیت گیری پیش آمد و راه بندان شد،

بدان خدا کرده است،

زود برو با او خلوت کن و بگو با من چکار داشتی که راهم را

بستی؟

هر کس که گرفتار است در واقع گرفته یار است...

"حاج محمد اسماعیل دولابی"
... ادامه
امضا: خدایا مرا پاکیزه بپذیر...
صفحات: 8 9 10 11 12