قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران

یافتن پست: #سحر

راوی
Untitled-1.jpg راوی
جگرخون است و باران دیده را غرق
زَنَد شمسِ بلا خونین سر از شرق
به خاک افتاده ماهِ لاله‌گون را
سحرگاهان زند سَر، دَشتِ خون را
در این دشتِ پُر از یاس و عقاقی
به خاک افتاده گلگون جسم ساقی
به خون آغشته پرپر لاله‌هایش
و نام کعبۀِ دل، کربلایش
در این دشت ز خون باریده باران
شقایق گشته پرپر صد هزاران
قمر رویان به خاک افتاده بازند
وضو بگرفته با در نمازند
1 دیدگاه · 1394/11/6 - 23:21 در گلزار شهدا 5 + / 0 -
امضا: امام زمان (عج) : تا وقتی شیعیان ما از گناه دوری کنند ، از عنایات الهی بهره مندند .
خاک گمنام
tmp_21144-IMG_۲۰۱۶۰۱۱۹_۱۶۲۵۱۵-113620527.jpg خاک گمنام
نمیدانم ازچه بگویم...
از دل پرغصه ام ز سیاهی این شب ها..
یاازمردمان روزگارم..
یا
از

بی پر وا...
نمیدانم چه بگویم
فقط میتوان گفت...دراین زمانه زبانه...نفس کم اورده ام...الو؟حاج احمد؟کجایی خودت رابفرس بامعاونت حاج همت...نیروهای حالا برای مدد نمی ایند..ومهدی فاطمه هرشب تاپاسی سحر زانوان غم گره زده و...برای نیروها دعا میکند واستغفار!...نیروها تاپاسی سحربا بی سیم های جدید خود و.. قلب او را کبود میکنند...واوهم امیدواراست به بخشش پروردگارش برای شیعیانش...چه دلی به ماها خوش کرده اقا... .
کجایی حاج احمد .... توهم بیست واندی سال سنت بود این هاهم همینقدرن..توکجا...اینان کجا..! خودم کجا...
[لینک]
مدیر ارشد قرآنی 1 دیدگاه · 1394/10/29 - 18:31 در گلزار شهدا 10 + / 0 -
امضا: پسندم هر چه را مولا پسندد السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه
hosen
shahid-navab-n.jpg hosen
فدائیان اسلام مصداق آیه شریفه ی قرآن کریم بودند: «إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى[کهف/ ۱۳] آنان جوانمردانی بودند كه به پروردگارشان ايمان آورده بودند و بر هدايتشان افزوديم.»آری نور خدا ظلمت شب ستم را محو و خون مظلوم بنیان حکومت ظالمین را ویران نمود. قیام این غیور مردان ،سکوت شب تار ستم را شکست و شهادت این مردان بزرگ، پایه های حکومت ننگین پهلوی را لرزاند، جالب توجه اینکه خون این ذریه ی فاطمه زهرا سلام الله علیها در ۲۷دی ماه به ناحق به زمین ریخته شد و سال ها بعد در ۲۶دی ماه، شاه ذلیلانه از کشور فرار کرد.
دیدی که خون ناحق پروانه شمع را مهلت نداد که شب را سحر کند؟
شادی روح پاک همه شهداء راه حق و فضیلت صلوات.
(اللّهم صلّ علی محمّد وآل محمّد وعجّل فرجهم)
... ادامه
امضا:
❤ المُستَعاث بک یا صاحِبَ الزَمان❤
5_8911040928_L600.jpg ❤ المُستَعاث بک یا صاحِبَ الزَمان❤
دیریست عابری نگذشته ست ازین کنار

کز شمع او بتابد نوری ز روزن ام .

فکرم به جست و جوی سحر راه می کشد

اما سحر کجا!

در خلوتی که هست؛

نه شاخه ای زجنبش مرغی خورد تکان

نه باد روی بام و دری آه می کشد.

حتی نمی کند سگی از دور شیونی

حتی نمی کند خسی از باد جنبشی

غول سکوت می گزدم با فغان خویش

ومن درانتظار

که خواند خروس صبح!

کشتی به شن نشسته به دریای شب مرا

وز بندر نجات

چراغ امید صبح

سوسو نمی زند.

دیدگاه · 1394/10/9 - 13:46 در شاعرانه 4 + / 0 -
امضا:
بی قرار ...
بی قرار ...
ماخشکسالیم و شما باران مایی
دریای لطف و فضل بی پایان مایی
وقتی که اسم روی لب ماست
بوی تو می آید، یقین مهمان مایی
شاگرد درس تو کرامت پیشه گانند
استاد درس مکتب عرفان مایی
هرکس که باشدمنکرت پست است اما
من مطمئنم اینکه تو مایی
آنکس که باتورفت بیراهه نرفته
درکشتی فیض سکان مایی
ازلطف و احسان شما ازعلم و جودت
بی پرده می گویم شما مایی
تودر دل خوبان عالم جای داری
زیرا که نور دیده مایی




آنقدرکه چشمان زیبای توناز است
مانند به طاق عرش باز است
وقتی که اسم تو میاید آسمان هم
با ذکرنامت غرق در سوز و گداز است

یک دوقدم بردار که عالم ببیند
خاک زمین ازگامهایت دلنواز است
روزقیامت می شود فهمید این را!
هرکس که قدری با تو باشد سرفراز است
ماراهم از حال دعایت جرعه ای ده
آقا کن بیا وقت است


دیدگاه ...
معاونت 1 دیدگاه · 1394/06/22 - 21:19 در مناسبت ها 6 + / 0 -
امضا: چون نشد شمع که سوزد دل سنگم شب عشق ... کاش می شد که شود سنگ مزار شهدا ...
nazi
nazi
تا دهان بسته نشود دل باز نمی شود !
و تا عبدالله نشوی ؛ عندالله نمی شوی .
آنگاه انسان از سر برود؛ سحر نرود ..

علامه حسن زاده آملی
دیدگاه · 1394/06/8 - 19:03 2 + / 0 -
امضا:
❤ المُستَعاث بک یا صاحِبَ الزَمان❤
118.jpg ❤ المُستَعاث بک یا صاحِبَ الزَمان❤
ﬤر خلوت یاراטּ اثرے بهتر از ایــטּ نیست
ﬤر چلـﮧ گرفتـטּ ثمرے بهتراز ایـטּ نیست

ما خم شراب از جگر غوره گرفتیم
ﬤر میکده ے ما هنرے بهتر از ایـטּ نیست

سجاده بیارید که تا صبح نخوابیم
ﬤر بیـــטּ سحرها سحرے بهتر از ایـטּ نیست

ما ﬤرﬤ نگفتیم ولے باز ﬤوا کرﬤ
ﬤر شهر، طبیب ﬤگرے بهتر از ایـטּ نیست

حق ﬤاشت بنازﬤ پــﬤر پیر مـﬤینـﮧ
ﬤر هیچ کجایے پسرے بهتر از ایـטּ نیست

گفتنــﬤ جواﬤ است سر راه نشستیم
ﬤر جمع گـﬤایاטּ خبرے بهتر از ایـטּ نیست

پر کرﬤ بـﮧ اجبار خودش کیسـﮧ ے ما را
ﬤر کوچـﮧ ے ما رهگذرے بهتر از ایـטּ نیست

گفتنـﬤ سلامے بده و زائر او باش
ﬤیـﬤیم ﬤر عالم سفرے بهتر از ایـטּ نیست

پس زائر یاریم توکلت علے الله
ما عبـﬤ نگاریم توکلت علے الله

اکبر-لطیفیان
دیدگاه · 1394/05/28 - 20:53 در شاعرانه 2 + / 0 -
امضا:
محمد حسن اسایش
محمد حسن اسایش
رمضان در روستای کوچ نهارجان در روستاي کوچ نهارجان بيرجندوبسياري ازروستاهاي ديگراين شهرستان رسمي زيبا به نام شوخواني(شب خواني)که درواقع يک نوع مناجات باخدابوده است.مرسوم بوده وهنوزهم اجرا ميشودوبه شرح ذيل است که براي مخاطبان وکاربران جهان بيان ميگرددويکي از رسوم زيباي ماه رمضان است.هنگام سحرکه مي شوداز قديم مردم ده باصداي خروس خانه بيدارميشده اند وچون پاس دوم را خروس مي خوانده است مي فهميده اند که حالاوقت سحر خواني يا شوخواني يا همان مناجات سحرماه رمضان است وناگفته نماندکه علاوه بر صداي خروس ازروي مکان ستاره هاي آسمان مثلا دب اکبرکه به هفت دختران هم معروف است وياا زروي جايگاه سه استارکه همان سه ستاره روشن درآسمان است پي به وقت سحر مي برده اند و يا ازروي مکان ستاره ي ديگري که به ستاره سحري در نزد مردم روستامعروف است پي مي برده اند که حالا وقت اذان صبح است زيرا تاحدود 50سال پيش اصلا ساعتي در روستا وجود نداشته که باساعت بيدارشوند وبه وقت سحر يا اذان صبح پي ببرند.خلاصه چون با صداي خروس بيدارمي شده اند ويا با ديدن ستاره به وقت سحرپي ميبرده اند سه ياچهارنفرکه ازآواز وصداي خوبي هم بر خورداربود
... ادامه
دیدگاه · 1394/05/24 - 17:39 توسط Mobile 6 + / 0 -
امضا: عید سعید شه صاحب زمان باد مبارک به همه شیعیان -- مژده زمیلاد شه بحر وبر قائم دین ، حجت اثنی عشر مظهر الطاف حی داد گر نورمبین وارث خیرالبشر سبط نبی پادشه انس وجا
nazi
nazi
خیلی کوچیک بودم... اون سالا داشت تو ولایتمون سریال تفنگ سرپر ضبط می شد که کارگردانش از هم ولایتی هامونه... پدرم هم بواسطه ی رفاقتی که با ایشون و عوامل صحنه داشت بعضی وقتا منو میبرد سر صحنه... که یکی از اون دفعات ، ضبط شب بود که از ساعت دوازده تا سحر طول میکشید... یادمه شب سردی بود و عوامل و بازیگرا هر کدوم دسته دسته برا خودشون آتیش درست کرده بودن و دورش نشسته بودن و چایی میخوردن... منم به گوشه وایستاده بودم و خیره شده بودم به یه مرد خنده رویی که داشت بلند بلند آواز میخوند... وقتی متوجه من شد صدام زد که برم پیشش... بهم گفت: بلدی بخونی؟؟؟ گفتم تا حالا نخوندم... گفت: اینی که من میخونم رو حفظ کن، بعد باهم یه بار بخونیم ... شروع کرد به خوندن: ای وای من... ای وای من... زرین دل شیدای من... آتش به سر تا پای من... خاکسترم کردی... چه آوردی...منم که خوب حواسمو جمع کرده بودم شروع کردم باهاش خوندن... بعد از یکی دو بیت، صداشو قطع کرد و گذاشت تنهایی بخونم... وقتی خوندنم تموم شد متوجه شدم که همه ی بازیگرا و عوامل دور ما جمع شدن... ازم خواستن دوباره بخونم... منم که حسابی ذوق زده بودم دوباره خوندم... او
... ادامه
دیدگاه · 1394/05/12 - 15:11 3 + / 0 -
امضا:
مائده
مائده
دختره تو دانشگاه جلوی یه پسر رو گرفت و گفت: خیلی مغروری ازت خوشم میاد، هرچی بهت آمار دادم نگاه نکردی ولی چون خیلی ازت خوشم میاد من اومدم جلو خودم ازت شمارتو بگیرم باهم دوست شیم !!!!!!! پسرگفت:شرمنده نمیتونم، من صاحب دارم !
دختره که از حسودی داشت میترکید گفت:خوشبحالش که با آدم باوفایی مثل تو دوسته !!!!!!!
پسره گفت:نه خوشبحال من که یه همچین صاحبی دارم
دخترگفت: اووه چه رومانتیک، این خوشگل خوشبخت کیه که این جوری دلتو برده؟ عکسشو داری ببینمش؟
پسرگفت: عکسشو ندارم خودم هم ندیدمش اما میدونم خوشگل ترین آدم دنیاست!!!!
دختره شروع کرد به خندیدن و مسخره کردن....
گفت: ندیده عاشقش شدی ؟
نکنه اسمشم نمیدونی ؟

پسر سرشو بالا گرفت گفت: آره ندیده عاشقش شدم!!! اما اسمشو میدونم
اسمش ((مهدی فاطمه)) ست
دوست مهدی با نامحرم دوست نمیشه........!!!!!!

هیچ داری از دل مهدی خبر؟
گریه های هر شبش را تا سحر؟
او که ارباب تمام عالم است .....
من بمیرم .....
سر به زانوی غم است ......

شیعیان!!!!!!!!
مهدی غریب و بی کس است ......
جان مولا معصیت دیگر بس است ....
شیعیان!!!!!!!!!
بس نیست غفلت هایمان؟
غربت وتنهایی مولایمان؟
... ادامه
دیدگاه · 1394/05/10 - 23:15 5 + / 0 -
امضا:
بی قرار ...
IMG_20150719_163239.jpg بی قرار ...
 دختر ایرانی، یعنی صدیقه رودباری.
او در در هجدهم اسفند ماه سال 1340 به دنیا آمد. هم زمان با آغاز انقلاب، صدیقه به خیل خروشان انقلابیون پیوست و تمام سخنان امام را به صورت نوار و اعلامیه تکثیر و پخش می کرد. جمعه خونین 17 شهریور 1357 نقطه عطفی در زندگی او بود. او آن روز، دوشادوش سایر خواهرانش در ابتدای صف، در جلوی گلوله دژخیمان ایستاد و تا شامگاه همان روز به مداوا و جمع آوری زخمیان پرداخت. در شرایط انقلابی نیز، به فعالیتهای خیریه و امدادی اجتماعی توجه داشت. آخر هفته صدیقه را در آسایشگاه سالمندان و معلولین یا در بیمارستان معلولین ذهنی پیدا می کردند. صدیقه می رفت آن ها را شست و شو می داد و به امورشان می رسید. هر شب پس از اقامه نماز شب، ساعت ها با خدا راز و نیاز می کرد. دستی هم در شعر داشت. زندگی ساده ای داشت، در عوض، با استفاده از حقوقش به خانواده های مستحق کمک می کرد. پس از پیروزی انقلاب، با صدور فرمان امام وتشویق جوانان جهت شرکت در جهاد سازندگی  به رغم آنکه بیش از 18 سال نداشت به همکاری با جهاد سازندگی پرداخت و در شهرهای مختلف کشور  همچون خرمشهر، اهواز، بهشهر، سنندج، سقز و بانه به فعالیت
... ادامه
معاونت 1 دیدگاه · 1394/04/28 - 16:15 در گلزار شهدا 6 + / 0 -
امضا: چون نشد شمع که سوزد دل سنگم شب عشق ... کاش می شد که شود سنگ مزار شهدا ...
قاسم زاده (عبد)
1a8b029fbe5ce8a6ab3e3cd12439dcea-425 قاسم زاده (عبد)
گفتم شبی به مهدی اذن نگاه خواهم

گفتا كه من هم از تو ترك گناه خواهم

گفتم شبی به مهدی بردی دلم زدستم

من منتظر به راهت شب تا سحر نشسستم

گفتا چه كار بهتر از انتظار جانان

من راه وصل خود را بر روی تو نبستم

گفتا حجاب وصلت باشد هوای نفست

گر نفس را شكستی ، دستت رسد به دستم

گفتم ببخش جرمم ای رحمت الهی

شرمنده تو بودم شرمنده تو هستم

گفتا هزار بارت جرم گناه بریدم

پرونده تو دیدم چشمان خود ببستم

گفتا مباش نومید از خانه امیدم

من كی دل محب شرمنده را شكستم ؟
... ادامه
دیدگاه · 1394/04/18 - 17:27 در منتظران 1 + / 0 -
امضا: اللهم صل علی فاطمة وأبیها وبعلها وبنیها والسرّ المستودع فیها بعدد ما أحاط به علمک
ڪربلایے بهشتـ♥ـے
6.jpg ڪربلایے بهشتـ♥ـے
این راه امشب مرد کم دارد
این چاه امشب درد کم دارد

این کوچه های ساکت و تاریک
یک خیر شبگرد کم دارد

لبخند و نان گرم هر شب را
این خانه های سرد کم دارد

مرغ سحر دیگر نمی خواند
انگار یک همدرد کم دارد

بعد از تو ای تنهاترین عاشق!
این شهر، آری، مرد کم دارد ...

حمیدرضا شکارسری
مدیر کل دیدگاه · 1394/04/17 - 15:34 در شاعرانه 7 + / 0 -
امضا: در باب وسائل الله باید این جمله سر در هیئت ها نوشته شود که: نزدیک ترین راه به الله، حسین علیه‌السلام است.
فارا
p1881gvjelhvvi851i0kg3e2kc4.jpg فارا
چیست دلچسب ترین لحظه این شهرالله؟
یک سحر
وقت اذان...........
صحن اباعبدالله.........
دیدگاه · 1394/04/4 - 20:51 در حسینیه بهشت 8 + / 0 -
امضا: لا اله الا الله محمد رسول الله
گمنام
سحرگاه.jpg گمنام
لحظه‌های مهم

لحظۀ اصلی زندگی مؤمنان است. جدی‌ترین لحظات انسان و عمیق‌ترین ثانیه‌ها در سپری می‌شود، ولی ما برعکس در چنین لحظاتی در خواب به سر می‌بریم و شبیه مرده‌ها هستیم. لااقل بیدار باشیم و اگر در لحظات زندگی نمی‌کنیم، زنده باشیم.

مدیر ارشد فرهنگی دیدگاه · 1394/04/1 - 17:37 در درمحضربزرگان دین 6 + / 0 -
امضا: دعا کنید که فاطمه دعا کنه برامون دعا کنید امضا بشه برات کربلامون...
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ